برچسب صدیقه کیانفر

سایه آفتاب 1383

یکی از محله‌های جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نام‌های رضا و علی به واسطه‌ی یک حادثه دچار چالش می‌شود و رضا از علی کینه به دل می‌گیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه می‌شوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمی‌شود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمی‌داند، همه‌چیز به هم ریخته است و سوء تفاهم‌های پیاپی به این شرایط دامن می‌زند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.

تعطیلات پردردسر 1385

منصور مرد جوانی است که به همراه عزیز و مادرش درخانه ای زندگی سختی می گذرانند . پدرمنصور مردی بود قوی هیکل و درشت اندام که رشته پهلوانی را برگزیده بود و با انجام نمایشهای قدرتی گذران زندگی می کردند اما روزی درحین انجام نمایش دچار ایست قلبی می شود

معتاد اجباری 1387

جوانی بنام کمال (جواد رضویان) که شاگرد دوچرخه سازی است، در آستانه ازدواج قرار دارد و در صدد تأمین مخارج عروسی اش است که خبری را از رادیو می‌شنود مبنی براینکه وزارت کار و امور اجتماعی جهت حمایت از افرادی که معتاد بوده و ترک کرده‌اند مبلغ سه میلیون تومان بعنوان وام پرداخت خواهد کرد. کمال با شنیدن این خبر تصمیم می‌گیرد که معتاد شده و سپس ترک کند. اما در این بین ماجراهایی اتفاق می‌افتد که …

آخرین روز سال 1391

فیلم "آخرین روز سال" در خصوص زندگی کارگری است که در منازل مختلفی کار می کند و روز آخر سال اتفاقی برای او می افتد که سبب تغییراتی در زندگیش می شود.

ما فرشته نیستیم 1393

«در روزهای قبل از عید زندانیان برای گرفتن مرخصی تلاش زیادی می‌کنند و به برخی از آنها مرخصی داده می‌شود اما در این بین ۴ نفر از آنها که بیشترین استحقاق برای دریافت مرخصی داشتند با مرخصی شان موافقت نمی‌شود و بدین‌ترتیب اتفاقات تازه ای آغاز می‌شود …

بانو 1388

مردی شیکپوش همراه زنی به نام بانو پس از ۲۰ سال به شهری وارد می‌شوند بعدها مشخص می‌شود توسط جماعتی از مردمان همین شهر به بانو ستمی رفته‌است. اکنون بانو جهت گرفتن انتقام به شهرخود بازگشته است. دراین رهگذر اتفاقاتی به وقوع می‌پیوندد که شهربانی و مردم نیز در آن دخیل می‌شوند. در این سریال، ماجرای کشف حجاب و جریان ممنوعیت مجالس مذهبی در دوران رضاخان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

میوه ممنوعه 1386

داستان سریال «میوه ممنوعه» پیرامون مرد متمول و با اعتقادی به نام حاج یونس فتوحی با بازی علی نصیریان است، وی زندگی خوب و خوشی را در کنار خانواده خود دارد و دارای احترام و آبروی فراوانی در بین عموم مردم و محل است که ناگهان ورود دختری به نام هستی در زندگی حاج فتوحی زندگی آرام را از او می‌گیرد و او را تا مرز سرشکستگی پیش می‌برد و به اصطلاح شاعر «عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند» در زندگی حاج یونس فتوحی رخنه می‌کند و ...

آواز در باران 1387

داستان این سریال دربارهٔ زندگی پرافت و خیز یک سرهنگ تبعیدی در دوران پهلوی است که از فرمان تیر تعدادی از مبارزان سرباز می‌زند. وقتی این خبر به مقامات بالاتر گزارش می‌شود، سرهنگ خلع درجه می‌شود و به زاهدان تبعید می‌شود. او بعد از ۲۵ سال سکونت در زاهدان با یک تاجر چای دوست می‌شود و علاوه بر آن در تجارت نیز با هم همکاری می‌کنند. او اهل بوشهر است و وابستگی‌هایی به رئیسعلی دلواری دارد. علاوه بر این سرهنگ که ذوق نویسندگی هم دارد، شروع به نوشتن رمانی با موضوع مشکلات اجتماعی می‌کند.

مجموع این اتفاقات باعث می‌شود ساواک و نیروهای امنیتی نسبت به او حساستر شوند. پس از آن فردی که به عنوان رئیس سازمان امنیت زاهدان منصوب می‌شود، قبلاً نیز مناسباتی با سرهنگ داشته است. او فرزند یکی از گماشتگان اوست که کودکیاش را در خانه او گذرانده و مجموع اتفاقاتی که در آن زمان افتاده، باعث شده او بخواهد در این موقعیت با سرهنگ تسویه حساب کند…