برچسب صدیقه کیانفر

مسافری از گرونگول 1385

این مجموعه آمدن یک موجود فضایی به زمین را روایت می‌کند. گورنگول موجودی فضایی است که به زمین آمده. برای تمام ویژگی‌های او دلیلی می‌شنویم. مثلاً اگر به راحتی به زبان فارسی حرف می‌زند آن را از طریق تماشای تلویزیون فرا گرفته و البته اگر به این راحتی توانسته فارسی را بیاموزد دلیلش توانایی بالایی است که همه چیز را می‌تواند به راحتی در ذهن خود بریزد و نیازی به حفظ کردن آن ندارد. اصلاً دلیل آمدنش روی زمین ترس از رباتی به نام گالاک است که اتفاقاً در گفته‌هایش کاملاً گرونگول، گالاک، پدر خود و … را معرفی می‌کند. او توانایی‌هایی دارد که از انسان‌ها متمایزش می‌کند. مانند انداختن تصویر آنچه در فکرش است یا انداختن اشعه‌ای از طریق شاخکش به چشم افراد که هر چه را گورگول بخواهد فراموش می‌کنند.

همراز 1381

سیاوش در جریان سرقت از طلافروشی دستگیر می‌شود. بعد از آزادی می‌فهمد مکانی که طلاها را در آن مخفی کرده‌اند به مسجد تبدیل شده به همین دلیل در ماه رمضان به کار نظافت در مسجد مشغول می‌شود تا طلاها را بیابد اما طی ماجراهایی طلاها به دست سیروس کسی که پیشنهاد سرقت را داده بود می‌افتد.

گمگشته 1380

یک مرد خلافکار که به فردی بانفوذ و ثروتمند که به سید مشهور است شباهت دارد خود را به جای او جا می زندو…

کاراگاه لطفی 1384

داستان سریال "کاراگاه لطفی" در يک محله مي گذرد. يکي از ساکنان محله به نام آقاي لطفي همراه خانواده اش دفتر کارآگاه خصوصي داير کرده اند. خانم نويسنده اي که در اين محله زندگي مي کند ، تصميم مي گيرد براي اين خانواده ، داستان هاي خيالي بنويسد و آنها را وارد ماجراهاي پليسي و خيالي کند.

تعصب 1396

دختر و پسری جوان که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند اما در آزمایش ازدواج مشخص می شود که نمی شود با هم ازدواج کنند. چون هم خون هستند و خانواده هایشان با این ازدواج مخاف هستند.

سنگ و شیشه 1372

«احمد دانش» به اتهام قتل پدرش دستگیر و محاکمه می‌شود. وکیلِ احمد متوجه می‌شود که با توجه به شواهد، این قتل توسط او انجام نشده و قاتل باید شخص دیگری باشد. فعالیت‌های وکیل احمد که خود در زندگی خصوصی‌اش دچار مشکلات فراوانی است، به جایی نمی‌رسد و احمد به اعدام محکوم می‌شود. در آخرین لحظات، همسر سابق مقتول به قتل اعتراف می‌کند و احمد آزاد می‌شود.

مسافر 1379

همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقی‌پور) در بستر مرگ آغاز می‌شود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر (آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم می‌خورد. داماد (جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان می‌افتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت می‌کند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد می‌شود و قیمومت دخترش را بدست می‌آورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقی‌پور) خارج می‌کند.

اکنون پس از گذشت سال‌ها پدربزرگ از کردهٔ خود پشیمان است و می‌خواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهٔ خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند می‌خواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.

رضا در جستجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانته‌آ بهرام) آشنا می‌شود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملک‌مطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهین‌دوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی می‌کند که افرادی معتاد و خلاف‌کار هستند. بعد از این که متوجه می‌شوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاه‌برداری از آن‌ها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) می‌روند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.

مجید هم معتاد و خلاف‌کار است و نقشه‌های زیادی برای به دام انداختن افسانه می‌کشد. افسانه پزشک شده‌است و در یک بیمارستان کار می‌کند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی می‌کند نقشه‌های مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوست‌اش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش می‌برد تا این که…