برچسب صالح میرزاآقایی

روزهای ابدی 1399

این مجموعه تاریخی با اتفاقات اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷ شروع می‌شود و در نقطه ۱۳ آبان‌ماه ۱۳۵۸ به پایان می‌رسد. این مجموعه دربارهٔ تسخیر سفارت آمریکا و روایتی از به ایران آمدن کیت میلت در سال ۱۳۵۷ و وقایع بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. در این مجموعه به فعالیت‌های مصطفی چمران و علی اصغر وصالی نیز توجه شده و از چهره‌های شاخص آن زمان به ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت) نیز توجه دارد. همچنین دربارهٔ جریان‌های مجاهدین خلق و سایر گروه‌ها و درگیری‌هایشان اشاره شده‌است.

گاندو 1398

سریال «گاندو» یک مجموعه امنیتی است و فیلمنامه آن بر اساس مستندات و وقایع تاریخی و کشف جاسوس‌های داخل و خارج از ایران است و همچنین به موضوع آقازاده‌ها نیز اشاره‌هایی می‌کند. در مجموعه گاندو تمامی اسامی افراد و اشخاص حقیقی در آن عوض شده‌است. به‌طور مثال بخشی در سریال در ارتباط با جیسون رضاییان است که ایران رضائیان را به همراه همسرش (یگانه صالحی) در ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ به اتهام جاسوسی از طرف سیا دستگیر کرد که در این مجموعه با نام مایکل هاشمیان شناخته می‌شود.

مختارنامه 1389

داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع می‌شود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده می‌شود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام می‌کند.

عالیجناب 1396

داستان این سریال به ماجرای دو رقیب انتخاباتی می‌پردازد.

دکتر احمد ملک پس از انجام مناظرات انتخاباتی با رقیب خود مهندس صفاریان و برگزاری انتخابات، به عنوان رئیس‌جمهور منتخب ایران انتخاب می‌شود. تلاش او برای امضای معاهده‌ای مهم موافقان و مخالفان زیادی دارد. ۴۸ ساعت قبل از برگزاری اجلاس، تهدیدات علیه خانواده او، امنیت ملی را به خطر می‌اندازد. دکتر ملک باید بین حفظ امنیت خانواده و امضای معاهده یکی را انتخاب کند…

آسمان من 1394

مجموعهٔ آسمان من روایت پروازی آرام است که البته برای رسیدن به این هدف، افراد زیادی تلاش می‌‌ کنند تا یک پرواز آرام و آسوده به مقصد برسد به عبارتی این سریال، داستان زندگی اشخاصی بی‌ادعاست که سفری خوش را برای مسافران هواپیما آرزو می‌کنند.

تعبیر وارونه یک رویا 1393

تعدادی از عوامل فریب خورده و جاسوسان خارجی در عملیاتی، یک دانشمند هسته‌ای ایران را به قصد انتقال به باکو برای بهره‌برداری‌های جاسوسی و تبلیغاتی می‌ربایند اما به دلیل مجروح شدن این دانشمند، برنامه عملیات تغییر می‌کند و سرانجام با دستگیری و هلاکت جاسوسان، عملیات ناکام می‌ماند. از سویی با تدبیر نیروهای اطلاعاتی کشور، عوامل هدایت عملیات نیز فریب می‌خورند و…

احضار 1399

داستان کلی این سریال روایتگر ماجرای مسافرت مائده و زهره است که دخترعمه و دختردایی یکدیگر هستند. آن‌ها قصد دارند تا به همراه دو تن از دوستان نزدیک خود که سوسن و شکیبا نام دارند، برای یک سفر تفریحی به شمال کشور بروند. آنها در جریان این سفر در جنگل‌های شمال ایران با موجودی ماورائی مواجه می‌شوند.

اگر چه به نظر می‌رسد که چهار نفر آن‌ها دوستان صمیمی هم هستند. اما در میان این دوستان به ظاهر صمیمی، یکی از آن‌ها نسبت به مائده حسادت ورزیده و دل خوشی از او ندارد که این سفر بهانه‌ای می‌شود تا کینه‌ورزی‌های دوست مائده آشکار شود. پس از مدتی محسن خواستگار قبلی مائده به جمع آن‌ها می‌پیوندد که سبب رقم‌خوردن رویدادهایی می‌شود که سرنوشت مائده و زهره دستخوش تغییراتی قرار می‌گیرد و محسن کامرانی که دچار سانحه تصادف شده می‌میرد و روح او سعی می‌کند با مائده ارتباط برقرار کند .

بوی پیراهن یوسف 1374

دايي غفور راننده تاكسي فرودگاه،‌ با وجود همه مداركي كه ثابت مي كند پسرش يوسف در جنگ شهيد شده، هنوز فكر مي كند كه او زنده است و حتي حرف دامادش اصغر را كه همرزم يوسف بوده قبول نمي كند. او با اين كه پلاك يوسف را هم در شكم يك كوسه يافته اند، هميشه منتظر است پسرش بازگردد. دايي غفور در فرودگاه با دختر جواني به نام شيرين آشنا مي شود كه براي يافتن برادرش خسرو كه در جنگ گم شده از اروپا به ايران آمده است. يكي از آزادگان كه در زندان با خسرو،‌ برادر شيرين بوده و به ايران بازگشته، با شيرين تماس مي گيرد و مي خواهد اطلاعاتي بدهد. شيرين و دايي غفور به ديدن او مي روند و آزاده به آنها مي گويد كه خسرو سالم است و به زودي بازمي گردد. اما پنهاني به دايي غفور مي گويد كه نتوانسته حقيقت را به شيرين بگويد، زيرا خسرو در جريان يك اعتصاب در اردوگاه اعدام شده است. اصغر، داماد دايي غفور كه معالجه اش را در آلمان ناتمام گذاشته و برگشته، مانند دايي غفور فكر مي كند يوسف زنده است. به همين دليل به مرز قصرشيرين ـ محل ورود اسرا ـ مي رود. شيرين در تدارك استقبال از خسرو است كه از حقيقت آگاه مي شود. او به دايي غفور اعتراض مي كند كه مي خواسته او را هم مانند خودش، اسير توهم بازگشت عزيزش كند. شبي كه شيرين قصد رفتن به پاريس را دارد، اصغر تلفني به دايي غفور خبر مي دهد كه اطلاعاتي از خسرو به دست آمده و او به زودي به ايران بازمي گردد. دايي غفور و شيرين شبانه به سمت قصر شيرين حركت مي كنند. صبح روز بعد، هنگامي كه شيرين در ميان آزادگان به دنبال خسرو مي گردد، ناباورانه يوسف را مي بيند و مژده بازگشت عزيز دايي غفور را به او مي دهد.