برچسب شیوا بلوریان

تب پنهان 1386

دانشجوی فارغ التحصیلی که برای ادامه مطالعاتش برای تِز دکترا به کشورهای آفریقایی سفر کرده است، برای ارائه مقاله اش در کنگره بین المللی در دانشگاه زاهدان به زادگاهش بر می گردد و اصرار دارد، مقاله اش با نام دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ثبت گردد. مسئولان دانشگاه قصد ندارند که این مقاله ارائه شود. چون ممکن است در سطح بندی بین المللی، دانشگاه زاهدان به رده های پائین تر نزول کند. بالاخره خانم دکتر موفق می شود که مسئولین دانشگاه را مجاب نماید تا این امر صورت گیرد....

مادرم باش 1386

این فیلم داستان مادری را روایت می کند که پسرش مفقودالاثر شده است . او حالا مصمم می شود برای پیدا کردن نشانی از او به مرزهای غربی کشور برود. حضور او در مرز و آشنایی اش با تعدادی از آدمهای مختلف در ادامه در زندگی این آدمها تاثیر می گذارد

سکوت (تله تئاتر) 1387

"سکوت" روایتگر مادری است که نسبت به اتفاقات روزمره افراد خانواده (دختر و پسرش) سکوت کرده است. این سکوت به خاطر همسر شهید اوست. تا اینکه تصمیم می‌گیرد سکوت را بشکند.

تکیه بر خورشید 1388

تکیه دار محل قبل از دهه محرم فوت می کند و طبق وصیت او پسرش مکلف می شود تا نذورات مردم را جمع آوری کرده و با آن مراسم عزای سیدالشهدا را برپا کند. ناگهان خبر می رسد که دختر یکی از همسایگان بیمار است و برای عمل به میزان زیادی پول احتیاج دارد. او این پول را خرج عمل دختر می کند. مردم محل پس از شنیدن این خبر انسان دوستانه راضی شده و با جمع آوری پول بیشتر مراسم عزاداری را با شکوه هر چه تمامتر برگزار می کنند.

قطار ابدی 1376

قطار ابدی یک مجموعهٔ تلویزیونی کمدی است و در هر قسمت از این مجموعه، در قالب آیتم‌های یکسان، علاوه بر دنبال کردن ماجراهای خانواده‌ای معمولی و چهارنفره (به کارگردانی بهروز بقایی) شوخی‌هایی با داستان‌هایی مثل تیمارستان، حسن کچل، شهرزاد قصه‌گو، نرون و رابین هود اجرا می‌شد.

شهر باران 1382

شهر باران روایتگر رسمی است که اسد نوابی جد یک خانواده سنتی و مذهبی به جا گذاشته است. طبق این رسم هر کدام از پسران خانواده او در اولین ماه رمضانی که روزه بر آنها واجب می‌شود، صندوقچه‌ای را به ارث می‌برند که حاوی هدیه‌ای گرانبها است.

روزهای زندگی 1377

این مجموعهٔ تلویزیونی، دربارهٔ یک استاد دانشگاه است که به تازگی دکترای خود را در رشته «جامعه‌شناسی» از دانشگاه فرانکفورت دریافت کرده و به ایران بازمی‌گردد و مشغول تدریس در دانشگاه می‌شود، اما…

سایه آفتاب 1383

یکی از محله‌های جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نام‌های رضا و علی به واسطه‌ی یک حادثه دچار چالش می‌شود و رضا از علی کینه به دل می‌گیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه می‌شوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمی‌شود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمی‌داند، همه‌چیز به هم ریخته است و سوء تفاهم‌های پیاپی به این شرایط دامن می‌زند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.