برچسب شیوا بلوریان

جوانی 1380

این سریال درباره زندگی استاد “رحمان نجار” است که دارای ۵ فرزند پسر است.او به همراه همسرش سعی بر این دارند این ۵ فرزند را به خوبی تربیت کنند اما ناگهان مادر خانواده دچار ایست قلبی می‌شود و این خانواده را تنها می‌گذارد.پس از فوت مادر خانواده،این ۵ پسر باید علاوه بر کارهای بیرون به امورات خانه هم رسیدگی کنند….

دروازه ساعات 1388

با شنیدن خبر ورود کاروان اسرای کربلا به دمشق هر یک از اهالی آماده رفتن به دروازه ساعات می‌شوند تا در جشنی که توسط حاکمان برپا شده شرکت کنند اما کسانی هستند که با داشتن درک صحیح از واقعه کربلا به سرزنش مردم بی‌خرد می‌پردازند و در این میان طالب که به ظاهر دیوانه کوچه گردی است با سخنان خود کسانی را که به دلیل ترس یا بی‌بصیرتی از حادثه کربلا گریخته‌اند در برابر پرسش‌های بی‌پاسخی قرار می‌دهد.

شب هزار و یکم 1388

شب هزار و یکم داستان دکتر روان‌شناسی به نام سعید موهبتی است که همراه همسرش لیلا و تنها دخترش سارا زندگی خوبی را می‌گذرانند، اما دختری که از جنوب آمده آرامش زندگی آنها را برهم می‌زند.

داستانی که مربوط به روزگار حال ما بود، اما به خاطرات پزشکانی برمی‌گشت که در جنگ ردپایی به جا گذاشته بودند. قصه‌ای معماگونه که یافتن دو خواهر دوقلو را بهانه کرده بود تا در این میان به روزهای جنگ و خاطرات و گذشته پزشکانی که در جنگ شیمیایی و جانباز شده بودند، بپردازد.

دفترخانه شماره 13 1388

داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.

نقطه چین 1382

داستان دربارهٔ یک آپارتمان سه واحدی و ساکنان آن است. ساکن یکی از خانه‌ها صاحبخانه آپارتمان اصغر پیردوست (سعید پیردوست)و پسرش کوروش (سیامک انصاری)است که فروشگاه لوازم خانگی نیز در نزدیکی آن دارند. مستأجر خانه دوم منزل یک کاراگاه به نام اردلان پشندی(مهران مدیری) است که پس از چند قسمت بازنشسته می‌شود و کارمند شرکت خصوصی می‌شود همسر او منیژه جابری(سحر جعفری جوزانی) است. مستأجر خانه سوم منزل باجناغ اردل بامشاد پهن‌فر(رضا شفیعی‌جم) و همسرش مُژده جابری(سحر ولدبیگی) است. اردل و بامشاد در شرکت منچولباف (مرکز نهادینه‌سازی چالش‌ها و لوازم بهینه‌سازی امور فرهنگی) که متعلق به پدر زن آن‌ها رستم جابری(محمدرضا هدایتی) است با یکدیگر همکار هستند. مژده و منیژه نیز با یکدیگر خواهر هستند که پدر آن‌ها رستم جابری (ددی) است. همچنین کوروش در قسمت‌های بعد با بهنوش (ساناز سماواتی)خواهر بامشاد ازدواج می‌کند.

کمکم کن 1377

شولان صاحب يك دامداري، چنان عرصه زندگي را بر دامپزشكي جوان به نام حبيب تنگ مي كند كه او وادار به خودكشي مي شود. شولان براي سرعت دادن به نابودي حبيب، دختري به نام نيلوفر را ـ كه پدرش با شولان آشنا بوده و پس از مرگ والدينش با خواهران كوچكترش زندگي مي كند ـ به سراغ حبيب مي فرستد. نيلوفر كه سوداي خواننده شدن در خارج از كشور را در سرمي پروراند، در ازاي گرفتن ويزا از شولان براي نابود كردن حبيب (كه مداركي را نيز عليه دامداري شولان در اختيار دارد) وارد ميدان مي شود، اما پس از گرفتن مدارك از حبيب، آن دو به يكديگر علاقمند مي شوند. از طرفي شولان وقتي درمي يابد دخترش مهتاب با جواني به نام رفيعي آشنا شده و آن دو قصد ازدواج دارند، رفيعي را به شدت كتك مي زند و مهتاب را از ديدار با او منع مي كند. حبيب، رفيعي و سياوش ـ دوست مشترك آن ها كه همكارش در آهنگري توسط برادرزاده شولان به نام فيضي به قتل رسيده ـ به سراغ شولان مي آيند و با او درگير مي شوند. شولان در پي گرفتن انتقام مرگ دخترش، رفيعي را از طبقه بالاي پاساژ به پايين پرتاب مي كند. فيضي هم به كمك شولان مي آيد، اما حبيب و نيلوفر مي گريزند و شولان و فيضي آن دو را تا شهربازي تعقيب مي كنند. فيضي از بالاي سفينه شهربازي به پايين پرتاب مي شود و حبيب و نيلوفر شولان را كه مجروح است، در باغ وحش به حال خود رها مي كنند.

حس پنهان 1385

یک شب مردی به نام امیر که از زندگی با همسر روانپزشک خود سیمین ناراضی است طی یک تصادف با ندا و برادر روان پریش وی بهرام آشنا می شود و…