دیر آمدی
سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمیدانستند. وقتی عزیز همانطور بیقرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بیرمق پرسید: «عروس، چرا بیمن پسرم رو خاک کردن؟»
سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمیدانستند. وقتی عزیز همانطور بیقرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بیرمق پرسید: «عروس، چرا بیمن پسرم رو خاک کردن؟»
سالهای بسیاری است که موضوع تازهمسلمانها و گرایش انسانهای آزاده به دین اسلام صدر مسائل فرهنگی قرار گرفته.
من از سریال امام علی(ع) خیلی میترسیدم! دیدن فضای تاریک فیلم و گریمها در سن حدود هفت یا هشتسالگی برایم سنگین بود. علاوه بر آن اصلا دوست نداشتم امام علی(ع) آخر فیلم شهید بشوند.
حاصل تکوتوک هلوهای جامانده روی درختهای باغ، یک سبد هلوست که دو روز است گوشه راهرو جاخوش کرده! آخر، صبح با چشمهایی که بهزور باز شده بودند، رفتم سروقتشان.
اگر خوب گوش کنی صدای بیبی لوعه را میشنوی که برای رزمندهها شعر میخواند و به آنها روحیه میدهد، لباسهایشان را میشوید و برایشان غذا میپزد. بیبی درِ خانهاش به روی رزمندهها باز است.
شاید عجیب به نظر برسد که برای تحلیل یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر، دست به دامان تحلیل ادبی شویم. اما گاه رویداد آنچنان بزرگ و بدیع است که مفاهیم سیاسی و اجتماعی معمول کشش تحلیل آن را ندارند.
در زندگی همه ما کسانی هستند که وقتی در پستوی خاطراتمان به یادشان میافتیم، مثل ستاره میدرخشند.
مصادف با 30 مهر 1388، در شانزدهمین سالگرد شهید مهران حریرچیان، در گفتوگو با محمود فروزبخش، پژوهشگر فرهنگ، به بررسی نحوه الگوگیری از این شهید برای نسلهای آینده پرداختهایم.