روایت زیسته یک سوگ؛ وقتی تقویم، اشک را برمیگرداند
گاهی یک باجه پذیرش، یک تقویم دیواری و یک روز تعطیل، همه آن چیزی است که لازم است تا داغی قدیمی از نو در جان آدمی سرباز کند. این یادداشت، روایت زنی است از بازگشت بغض، در امتداد هفت سال.
گاهی یک باجه پذیرش، یک تقویم دیواری و یک روز تعطیل، همه آن چیزی است که لازم است تا داغی قدیمی از نو در جان آدمی سرباز کند. این یادداشت، روایت زنی است از بازگشت بغض، در امتداد هفت سال.
ساعت هنوز به ظهر نرسیده بود که صدای تیراندازی در خیابانهای مرکزی تهران پیچید. مردم اول فکر کردند چیزی شبیه درگیری عادی یا شاید صدای ترقه است. تهران به شلوغی و هیاهو عادت داشت، اما آن روز، ماجرا فرق میکرد. چند مرد مسلح وارد ساختمان مجلس شورای اسلامی شده بودند و همزمان، در جنوب تهران، اطراف حرم امام خمینی (ره) نیز صدای انفجار و تیراندازی بلند شده بود. برای نخستین بار، داعش رسماً به قلب پایتخت ایران رسیده بود. روزی که فقط یک عملیات تروریستی نبود؛ لحظهای بود که جنگهای عراق و سوریه، بعد از سالها، سایه خود را روی خیابانهای تهران انداختند.
یک نویسنده گفت: نگارش در کشورهای درگیر جنگ همچون سوریه سختیهای خود را دارد، اما تا قبل از جنگ خیالمان راحت بود که با تمام سختیها، وطنمان و داراییهای زندگیمان در امنیت به سر میبردند.
آئین اکران مستند «در همسایگی مرگ» روایت ناگفتههایی از یک عمر زندگی مجاهدانه سردار شهید «حاج ابوالفضل نیکویی» از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزار شد.
«مردی که زبان کبوترها را میدانست»، داستانی پر از مهر و قهرمانی درباره عملیات شکست محاصره شهر آمرلی عراق توسط سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است که به تازگی توانسته به چاپ چهاردهم دست یابد.
یک نویسنده گفت: بخشی از این مسئله به سرعت بالای رخدادها و حوادث مرتبط با این دوره بازمیگردد. اتفاقات متعدد و پیدرپی، فرصت تمرکز و پژوهش عمیق را از نویسندگان گرفته است.
کتاب «قاسم» نثری ساده و گزارشمحور دارد. نویسنده از توصیفهای ادبی گسترده پرهیز کرده و تمرکز اصلی را بر بازگویی روایتها گذاشته است. فصلها عموماً کوتاهاند و بهگونهای تنظیم شدهاند که خواننده بتواند هر بخش را بهصورت مستقل دنبال کند