برچسب شمسی فضل الهی

عطر گل یاس 1369

دو برادر به سبب گرایش برادر بزرگتر (با بازی اکبر زنجان پور) به سوی خانِ منطقه در سمنان، با یکدیگر قطع رابطه کرده‌اند. برادر کوچکتر (با بازی داوود رشیدی) نیز به تهران کوچ می‌کند. پس از گذشت سی سال، برادر بزرگتر دچار بیماری قلبی می‌شود و زمینه برای آشتی این‌دو ایجاد می‌شود، اما همسر برادر بزرگتر با بازی شمسی فضل الهی و برادرانش به ویژه برادرش با بازی اسماعیل شنگله، به هر طریقی سعی دارند از این آشتی و پیوند دوباره جلوگیری کنند. سرانجام، پس از اتفاقات گوناگون و تصادف شدید برادر بزرگتر که به تحریک برادر همسر انجام شده و اعتراف ضارب موتوری ش، این دو برادر به یکدیگر می‌رسند و همسر برادر بزرگتر از کارهای خود نادم و پشیمان می‌شود.[۱]

گیسو 1399

رضا (حسین یاری) در مخمصه‌ای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آن‌ها آن‌طور که نباید پیش می‌رود و اتفاقاتی رخ می‌دهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج می‌کند و …

لواسان 1397

جوانی در مخمصه روحی – روانی قرار گرفته است. وی در این شرایط و در ضمیر ناخوداگاه خود قصد خروج از کشور را دارد اما در این میان اتفاقاتی رخ می دهد که…

امیرکبیر 1364

امیرکبیر، یکی از صدر اعظم‌های ایران در دوره ناصر الدین‌شاه قاجار، اصلاحات کشور را اندکی،پس از رسیدن به صدارت آغاز می‌ کند.به دستور او مدرسه دارالفنون برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس می‌ شود و روزنامه وقایع اتفاقیه را راه‌اندازی می‌ کند. تصمیمات و قوانین وضع شده جدید به مذاق درباریان خوش نمی‌ آید و امیر کبیر با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید می‌ شود و…

سه در چهار 1387

داستان این مجموعه تلویزیونی مربوط به دو باجناق و خانواده‌هایشان است که برای تأمین هزینه زندگی، تصمیم می‌گیرند یک شرکت خدماتی تأسیس کنند و این مسئله آن‌ها را درگیر ماجراهایی تازه و بامزه می‌کند و...

دوردست ها 1395

کارخانه روغن سازی دو شریک بنامهای رسول و صادق دچار بحران مالی می شود. صادق که فعالیتی دیگر راه انداخته سهام خود را می فروشد و سرمایه داری بنام حبیب به پیشنهاد عماد که مورد اعتماد و همه کاره اوست سهام کارخانه را می خرد و عماد به همراه رسول به اداره کارخانه مشغول می شوند. رفته رفته معلوم می شود که عماد با نقشه ای قبلی برای ضربه زدن به رسول به او نزدیک شده است و ....

شیر سنگی 1365

جسد يك انگليسي كه با داس كشته شده ، در منطقة‌ بختياري ، روي لوله هاي نفت پيدا مي شود. كوهيار ، پسر رييس طايفة علي يار ، و خدامراد ، كه مجسمة شير سنگي مي سازد ، جسد را مي بينند و دفن مي كنند. مأموري به نام عامري براي پيگيري قتل و دستگيري قاتل به منطقه اعزام مي شود. يك ديپلمات انگليسي نيز او را راهنمايي مي كند. عامري ،‌كوهيار را قاتل مي داند. بين او و نامدار خان كه همخون علي يار و رييس طايفه اي ديگر است نزاع در مي گيرد. بگو مگوهاي آن ها، همان گونه كه ديپلمات مي خواهد، جنگي ناخواسته را موجب مي شود، كه مرگ علي يار، كشتار قشون دولتي و قتل عامري را به دنبال دارد.

بندر مه آلود 1371

عبود، جوان كولي جنوبي، در شمال كشور به قتل مي رسد و صياد سالخورده اي به نام تراب در مظن اتهام قرار مي گيرد. تراب هنگام خروج از كشور در پل مرزي آستارا توسط يك افسر تجسس، كه داماد اوست، بازداشت مي شود. افسر در تحقيقات خود در جنوب از همسر عبود مي خواهد كه براي تشخيص هويت مقتول به شمال برود. تراب توسط رضا كه قاتل عبود است، از پا درمي آيد. تحقيقات روشن مي كند كه عبود سال ها قبل دخترش را به سناتوري فروخته و همسر عبود تصميم گرفته است دختر را كه با همسر سناتور زندگي مي كند نزد خود بازگرداند. افسر كه به رضا بدگمان شده است قصد جلب او را دارد، اما رضا مي گريزد و پس از دستگيري، درحالي كه مجروح شده است، اعتراف مي كند كه سناتور طراح اصلي قتل بوده است. وقتي دختر عبود از سفر بازمي گردد افسر كه سناتور را دستگير كرده به او اجازه مي دهد كه دقايقي با همسر و دختر خوانده اش ملاقات كند.