ما خونه نیستیم 1388
خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....
خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....
جوانی به نام نیما به خدمت سربازی فراخوانده می شود؛ اما وی که تمایل دارد هرچه سریعتر به آمریکا برود با اتخاذ شیوه های مختلف و ایجاد موقعیت های طنز درصدد خلاصی از انجام وظیفه عمومی بر می آید تا جایی که کانون خانواده اش در آستانه از هم پاشیدگی قرار می گیرد و…
داستان مردی مترجم است که از بیماری وسواس رنج می برد. با آمدن پری برادرزاده اش که در کنکور قبول شده، اختلافاتی بین او و پری رخ می دهد. معلم زبان پری که به منزل می آید و…
داستانهای این سریال در یک مجموعه مسکونی که چند خانواده مختلف با مختصات و ویژگیهای خاص خود زندگی میکنند، اتفاق میافتد. زندگی هر کدام از خانوادههای این مجتمع، تحت تأثیر ماجراهای روزمره قرار میگیرد که اگرچه وقوعشان دور از ذهن نیست، اما تبعاتی دارد که فضایی شیرین و طنزآلود پدید میآورد.
سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداختهاست. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شدهاست. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان میشود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرطهایی برای ازدواج احسان و سحر میگذارد که تن هر بیدی را میلرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمیلرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی میافتد که نباید بیافتد…
«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سالهاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدیفر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره میکند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمیاش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی میکند. پرویز پس از سالها به ایران میآید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیدهاست، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش میآید که زندگی او و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها نیز تصمیم میگیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…
فیلم «سقف مات» موضوعی اجتماعی دارد و داستان فیلم سقف مات درباره زنی 30 ساله به نام پونه است که در کارگاه تفکیک زباله کار می کند و به دنبال ساخت زندگی اش است اما قضاوت ها و ناکامی ها شرایط را برای او سخت تر می کند، او میخواهد با مردی ازدواج کند اما به دلیل حرف و حدیث هایی که برای او در می آورند نمی تواند تن به ازدواج دهد و …
گروهی از رزمندگان ایرانی به اسارت نیروهای بعث عراق در میآیند و به اردوگاهی منتقل میشوند که فرماندهٔ خشن و سختگیری ملقب به «مشعل» (با بازی اکبر سنگی) آن را اداره میکند. مشعل یکی از افسران استخبارات حزب بعث عراق بوده و حالا سخت به دنبال «حاجرسول رستگاری» (با بازی محمد امینینسب) میگردد، چرا که «حاجرسول» که خود از فرماندهان ایرانی است، در «عملیات چزابه» نصفِ صورتِ مشعل را با آرپیجی سوزانده است و او، حالا به دنبال انتقام است..