برچسب سیروس گرجستانی

باجناق ها 1383

جلال سر بلوک‌ زاده و هوشنگ شادمان دو باجناقی هستند،که سال‌ های سال در همسایگی هم زندگی خوشی داشتند تا روزی که جلال سر بلوک‌ زاده بازنشسته می‌شود. این بازنشستگی باعث می شود هوشنگ هم بازنشسته شود. پس از بازنشستگی آنها،پسرهایشان از سرناچاری با هم شریک می شوند.از طرف دیگر همسران اینها در وضعیتی مشابه مادر شوهرهایشان قرار می گیرند و وادار به رقابتی مخرب می شوند،اما با دخالت پدرزن باجناق ها که سالها پیش مرده، این اتفاقات ختم به خیر می شود.

من و دشمن 1380

زمنده‌ای به نام جابر در کل کل کردن با دوست خود برای آوردن سرنیزه، به پشت خطوط عراقی‌ها می‌رود، اما به دلیل شباهت با چهره، با یک فرمانده عراقی اشتباه گرفته می‌شود. در همین زمان فرمانده عراقی نیز که در اثر انفجار تعادل خود را از دست داده …

اون روی زندگی 1392

مسعود مرد خسیسی است که در خانه ای بزرگ به تنهایی زندگی می کند. او که مرد بسیار ثروتمندی است از مال و اموالش حتی به فرزندانش هم نمی دهد تا اینکه خبردار می شود به افراد بالای 60 سال خانه می دهند، اما شرطش این است که ....

هم سایه ها 1395

میلاد و مادرش به تهران آمده‌اند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدی‌شان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر می‌کنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش می‌کنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن می‌شوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی می‌مانند. ماجراهای همسایه‌های ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع می‌شود و…

مامور بدرقه 1387

داستان این سریال دربارهٔ یک افسر نیروی انتظامی (با بازی سیروس گرجستانی) است که در شرف بازنشستگی مأمور می‌شود که مجرمی (با بازی محسن تنابنده) را دستگیر و تحویل بدهد. اما مجرم فرار می‌کند و این تعقیب و گریزها، با مضمون طنز در این سریال به تصویر کشیده خواهد شد.

شلیک نهایی 1373

شلیک نهایی داستان "سرگرد کلانی" (با بازی داریوش فرهنگ) است که مامور پیگیری و دستگیری باندی حرفه‌ای می‌شود که همه نوع خلافی مثل قاچاق را انجام می‌دهد. او متوجه می‌شود یکی از دوستان صمیمی‌اش به نام "جمشید" (با بازی رضا کیانیان) در این باند حضور دارد. کلانی سعی می‌کند از جمشید کمک بگیرد اما او قبول نمی‌کند و کلانی به ناچار از طریق عواملی، وارد باند شده و با جعل اسناد، اطلاعاتی بدست می‌آورد. رئیس باند، از هویت واقعی سرگرد کلانی مطلع شده و محل تحت مراقب پلیس را به‌موقع، ترک می‌کند اما در انتها، اعضای باند قاچاق دستگیر می‌شوند.[۲]

شب می گذرد 1387

داستان دربارهٔ دو پزشک پدر و پسر است که در سال ۵۴ باهم در یک شهرستان مشغول خدمت هستند و در کنار طبابت مشغول کار سیاسی هم هستند. ساواک به شدت در پی پیدا کردن مسببان خرابکاری هاست. این ماجراها با جریاناتی که در خانواده و محله قدیمی آن‌ها می‌گذرد تلفیق می‌شود و تا سال ۵۸ ادامه پیدا می‌کند.

سنگ و شیشه 1372

«احمد دانش» به اتهام قتل پدرش دستگیر و محاکمه می‌شود. وکیلِ احمد متوجه می‌شود که با توجه به شواهد، این قتل توسط او انجام نشده و قاتل باید شخص دیگری باشد. فعالیت‌های وکیل احمد که خود در زندگی خصوصی‌اش دچار مشکلات فراوانی است، به جایی نمی‌رسد و احمد به اعدام محکوم می‌شود. در آخرین لحظات، همسر سابق مقتول به قتل اعتراف می‌کند و احمد آزاد می‌شود.