قرار نبود اینجوری شه 1393
داستان يک راننده تاکسي به نام ارژنگ را روايت مي کند که با سوار کردن هر مسافر اتفاقات عجيب و غريبي برايش رخ مي دهد تا جايي كه دچار بحران هويت مي شود…
داستان يک راننده تاکسي به نام ارژنگ را روايت مي کند که با سوار کردن هر مسافر اتفاقات عجيب و غريبي برايش رخ مي دهد تا جايي كه دچار بحران هويت مي شود…
گرجستانی که آخرین حضور مرحوم سیروس گرجستانی به شمار می رود، بناست پس از سریال «021» روی آنتن شبکه سه سیما برود.
پخش آخرین نقش آفرینی زنده یاد سیروس گرجستانی امشب ۱۰ آذر روی آنتن شبکه سه می رود و نقش وی با جایگزینی سیاوش طهمورث ادامه پیدا می کند.
داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقشآفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز میشود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوستداشتنی است در یکی از محلههای قدیمی تهران زندگی میکند و سرپرست یکی از خانوادههای محترم محله خودش هم لقب میگیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقشآفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمعکار است. فرزانه [با نقشآفرینی نازنین بیاتی] کوچکترین فرزند خانواده عیاران لقب میگیرد که همواره با فرزاد درگیر میشود.
با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی میشوند که در نهایت آنها را به کوهی از قرض و بدهی میرساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم میگیرند تا با ورود به جهان خلافکاریها از بدهی سنگین خود بکاهند.
«مختار» همراه پدرش «موسی» و «میرزا» به عنوان چوپان در کویر به کار گله مشغولند. میرزا به دلیل بیماری زنش از «قدیر» پسر صاحب گله، اجازه میخواهد به خانهاش سرکشی کرده و از احوال او با اطّلاع شود. او موافقت نمیکند. «میرزا» با توافق «مختار» راهی خانه میشود. تعدادی گوسفند و بز در توفان شن تلف میشوند. «قدیر»، «میرزا» را مسبب مرگ حشم میداند و او را مضروب میکند. «مختار» از میرزا جانبداری میکند و روبروی «قدیر» میایستد و مزد خود را مطالبه میکند. «قدیر» تاوان گلهی از دسترفته را از «مختار» میخواهد. «مختار» شکایت به پدر «قدیر» میبرد. «قدیر» به او اهانت میکند و او را میراند. «مختار» از پاسگاه ژاندارم میبرد و در نهایت قضیه به نفع «قدیر» تمام میشود. نبودن مراتع و خشکسالی موجب میشود که «قدیر» گله را به کشتارگاه بفروشد.
در فیلم ول کن دستمو ، یک زندانی برای عروسی دخترش از زندان مرخصی می گیرد و ماموری با لباس شخصی در هنگام مرخصی او را همراهی می کند و…
مبارزهٔ میرزا کوچک خان در کنار دکتر حشمت، خالو قربان و دیگر یارانشان بر ضد دولت مرکزی مقارن است با جنگ جهانی دوم. لشکری از پایتخت برای در هم کوبیدن نهضت جنگلیان گسیل می شود و میرزا دستور عقب نشینی می دهد. گروهی از اعضای نهضت فرمان را با اکراه گردن می گذارند و از صحنهٔ نبرد عقب می نشیند؛ گروهی دیگر، از جمله دکتر حشمت و یارانش تسلیم و سپس اعدام می شوند. میرزا به همراه دو تن از یارانش به قصد مهاجرت به طرف مرز اتحاد شوروی حرکت می کند. یکی از همراهان میرزا دستگیر می شود، اما خود او جان سالم از مهلکه بدر می برد
مردی، از همسایگان و اهالی محل، برای لولهکشی آب رحمت آباد پول جمعآوری میکند و با این پول برای خودش اتومبیلی میخرد. این امر مشکلات و مسائلی را دربردارد…