برچسب سیروس گرجستانی

کیف انگلیسی 1378

داستان کیف انگلیسی در دوران موسوم به دهه طلایی آزادی اتفاق می‌افتد؛ و داستان شخصیت سیاست‌مدار - روشنفکری را در این دوران به تصویر می‌کشد.

نوار زرد 1396

این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت می‌کند که گره پرونده‌های جنایی را باز می‌کند و در این میان به پرونده ای برمی‌خورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان می‌کشد این واقعیت بر می‌گردد به سال‌ها پیش زمانی که در بم خدمت می‌کرد و زلزله بم…

جاده چالوس 1393

مرد ثروتمندی در آستانه ورشکستگی هست و به خاطر هزینه‌های بالای خانواده خود نمی‌تواند کار خود را پیش ببرد در همین زمان یک رستوران متروکه در شمال کشور به عنوان ارث به همسر این مرد می‌رسد. محبوبه همسرش خانواده را راضی به رفتن به شمال و اداره این رستوران برای سر و سامان دادن دوباره به زندگیشان می‌کند و…

گاوصندوق 1388

در گاوصندوق خانه غلامحسین پروانه، جواهری گران‌قیمت به امانت گذاشته شده، که تعدادی تصمیم به سرقت آن دارند. یکی از آنها جوانی شهرستانی به نام غلامرضا (افشین هاشمی) است که برای این کار از طرف یک گروه زیر فشار قرار گرفته‌است. او برای دسترسی به گاوصندوق، در مجتمع محل سکونت پروانه، اقدام به اجاره یک آپارتمان می‌کند و به تدریج عاشق دختر آقای پروانه می‌شود. داستان مجموعه تلویزیونی دارای پیچ و تابهای معمایی فراوان و جذاب به سبک داستانهای آگاتاکریستایی و دارای وجه روانکاوانه معمایی است.

دختری به نام آهو 1391

داستان سريال «دختري به نام آهو» درباره مردي به نام آقا مرتضي حشمت است كه چهار پسرش ازدواج كرده اند و تمام آنها صاحب پسر شده اند. آقا مرتضي كه خيلي دوست دارد نوه دختري داشته باشد به تكاپو مي افتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را كه به تازگي از سربازي آمده است، مهيا كند. اما آماده كردن چنين مقدماتي آنقدرها هم كه او فكر مي كند كار ساده اي نيست.
علاقه او به داشتن نوه دختري باعث بروز ماجراهاي بسياري در خانواده چهار پسرش مي شود. با وجود اتفاقاتي كه مي افتد آقا مرتضي همچنان در تلاش است كه پسر آخرش را با هر تمهيدي پاي سفره عقد بنشاند. چيزي كه ديگران به آن واكنش نشان مي دهند.

آنام 1396

داستان زندگی زنی میانسال به نام مارال است که زندگی پر ماجرا و سختی را پشت سر گذاشته و با تکیه بر قدرت اراده‌اش توانسته خود و خانواده‌اش را به آرامش و آسایش برساند. اما برملا شدن رازی، این آرامش را از او سلب کرده و زندگی‌اش را دوباره دچار تلاطم بزرگی می‌کند. او در می‌یابد تمام کسانی که عاشقش بوده و دوستش داشته‌اند، جنایات بزرگی در حق او مرتکب شده‌اند. پس تصمیم می‌گیرد برای به دست آوردن هر آنچه که به ناحق از او گرفته شده، بجنگد.

دندون طلا 1394

«نٓیِّر» دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران است که مشغول دوره‌گردی و دست فروشی است. او به جرم سد معبر با پاسبانی درگیر شده و پا به فرار می‌گذارد و به قهوه‌خانه‌ای پناه می‌برد که پاتوق عده‌ای از لات‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه می‌دهد و دندون طلا از شجاعت و پاکدامنی و زحمت کشی نیر خوشش می‌آید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی قنبر. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نٓیِّر است. قهوه‌چی بعد از آنی که عشقش فروکش کرده‌است پشیمان شده و منکر بچه می‌شود و …