بیمار استاندارد 1395
سریال بیمار استاندارد دربارهٔ قهرمان داستان (بهنام) فردی تحصیلکرده بازیگری است که با این شیوه درمانی درگیر میشود و وارد ماجراهایی میشود که تا به حال تجربهشان نکردهاست.
سریال بیمار استاندارد دربارهٔ قهرمان داستان (بهنام) فردی تحصیلکرده بازیگری است که با این شیوه درمانی درگیر میشود و وارد ماجراهایی میشود که تا به حال تجربهشان نکردهاست.
این سریال موضوعی پلیسی و امنیتی دارد مربوط به حملات زیستی به ایران است که با مشارکت سازمان پدافند غیرعامل تولید شده است. حمله بیولوژیکی طراحی شده توسط آمریکا از مسیر یکی از کشورهای همسایه، ایران را تهدید میکند. این مساله با هوشیاری یک پزشک جوان آشکار شده و باعث میشود که سازمان پدافند غیرعامل کشور ضمن ورود به ماجرا، ابتکار عمل را به دست بگیرد.
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
پرویز (علی صادقی) سعی می کند با دختری پولدار ازدواج کند و بخاطر این با دوستش احمد دست به کیف قاپی میزند. از قضا هنگام کیف قاپی، کیف دایی دختر مورد علاقه پرویز رو هم میزنند و شب عروسی…
دربارهٔ زوج جوانی به نام پیمان و کمند است که در خارج از کشور باهم آشنا شدهاند و ازدواج میکنند. در بازگشت به وطن سیما مادر پیمان که برای اولین بار عروسش را میبیند واکنشهایی در این خانواده برمیانگیزد و در هر قسمت اتفاقهایی رخ میدهد.
داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهیهایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه میشود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزلههای معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ میداد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیدههای غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.
داستان آن به ارتباط دو دوست بر میگردد که طی شراکتی دچار مشکلاتی میشوند و ناچار خواهند شد سالها این مشکل را پنهان کنند. همین پنهانکاری باعث اتفاقات طنزی میشود. در قسمتی از این فیلم یکی از دوستان اقدام به فروش سهم خود میکند که بعد از فهمیدن شریکش موجب ناراحتی و اقدام متقابل شریک میشود.
فرخ سنایی کارمند اداره گذرنامه است. با آمدن تولد دخترش دایی غلامرضا برای دختر فرخ کادویی جالب در نظر گرفته است. و هنگام آوردن آن کادو ماجرا های جالبی برای فرخ می افتد.