برچسب سیروس میمنت

جاسم به جبهه می رود 1389

در آغاز جنگ ایران و عراق، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان می رساند و خود به اسارت قوای دشمن در می‌آید. همسر رضا حین عمل جراحی می‌میرد و جراح او، فرزند رضا را نجات می‌دهد.

خانه اجاره ای 1390

داستان‌های این سریال در یک مجموعه مسکونی که چند خانواده مختلف با مختصات و ویژگی‌های خاص خود زندگی می‌کنند، اتفاق می‌افتد. زندگی هر کدام از خانواده‌های این مجتمع، تحت تأثیر ماجراهای روزمره قرار می‌گیرد که اگرچه وقوع‌شان دور از ذهن نیست، اما تبعاتی دارد که فضایی شیرین و طنزآلود پدید می‌آورد.

سه دنگ سه دنگ 1389

«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدی‌فر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی می‌کند. پرویز پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده‌است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش می‌آید که زندگی او و خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها نیز تصمیم می‌گیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…

ساعت گیج زمان 1388

سایه که به غیر از پیشرفت در کارش به چیز دیگری نمی‌اندیشد، در پی اتفاقی که رخ می‌دهد قصد جدایی از همسرش را دارد. به یکباره چند روز برایش مکررا تکرار می‌شود. او بالاخره متوجه اشتباهاتش می‌شود و دست از لجاجت و جدایی از همسرش برمی‌دارد.

خروس 1392

خروس روایتی از زندگی پدری است که دچار مشکل غیرمنتظره‌ای می‌شود. این مشکل خانواده را به تکاپو می‌اندازد و پسر خانواده با همفکری دوستانش تلاش می‌کند تا چاره‌ای برای رفع این مشکل بیندیشند. در نقشه بچه‌ها، مغز متفکر یک خروس است.

نوار زرد 1396

این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت می‌کند که گره پرونده‌های جنایی را باز می‌کند و در این میان به پرونده ای برمی‌خورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان می‌کشد این واقعیت بر می‌گردد به سال‌ها پیش زمانی که در بم خدمت می‌کرد و زلزله بم…

اکسیر 1398

سریال “اکسیر” روایتگر ماجراهای جذاب پیرامون یک خانواده زنجانی است. برای “اکبر” بسیار سنگین است که خانواده “فرهمند” مراسم عقد دخترش را به هم می زنند چون “نگار” بخاطر تصادف پایش می لنگد. “اکبر” از صنعتگران مس زنجان به خاطر اوضاع وخیم بازار با پیشنهاد دوست دوران دبیرستانش “جمشید” وارد بحث واردات می شود که سر از قاچاق مس در می آورد در این فرآیند “اکبر” در فضاهائی حضور می یابد که ناخواسته وارد داستان اعتیاد می گردد. در این میان “پارسا” هم دانشگاهی “نگار” شیفته نجابت و نبوغ او می شود این دو از دانشجویان دانشگاه علوم پایه که از معتبرترین دانشگاههای جهانی است هستند. اما “مادر پارسا” به دنبال آن است که “شهرزاد” دختر دائی وی را به عقد پسرش در آورد و “پارسا” نمی داند این مسئله را چگونه با مادرش در میان بگذارد…