ثروت بزرگ 1389
جوان عاشق پیشه ای که پدر بزرگش وسایل عتیقه دارد و چون پدر دختر از این قضیه آگاهی دارد شرایط ازدواج را آوردن عتیقه ها می گذارد که طی آن ماجراهایی رقم می خورد
جوان عاشق پیشه ای که پدر بزرگش وسایل عتیقه دارد و چون پدر دختر از این قضیه آگاهی دارد شرایط ازدواج را آوردن عتیقه ها می گذارد که طی آن ماجراهایی رقم می خورد
این فیلم داستان جوانی را روایت میکند که مدعی میشود حاج احمد، معتمد محل، پدر اوست و سالها پیش او و مادرش را رها کرده است.
هر قسمت از سریال دایره تردید یک ماجرای پلیسی روایت میشود. داستانهای سریال دایره تردید عموماً به ماجراهای جنایی مربوط میشوند و در هر قسمت یک اتفاق رخ میدهد که آن ماجرا توسط کارآگاه پلیس و دستیارانش کشف رمز شده و متهمین دستگیر میشوند.
این مجموعه تلویزیونی، روایتگر زندگی دو برادر است که در دو سوی خیر و شر قرار دارند. «نصرالله» و «فتحالله» دو برادرند که به دلیل تضاد فکریِ زیاد، با یکدیگر در اختلاف هستند. «فتحالله» در زمان جنگ به فکر یاری رساندن به جبهه است و پسرش نیز داوطلبانه به جبهه میرود و شهید میشود؛ اما «نصرالله» در فکر معافی پسرش «فؤاد» است که قرار است با دختر یکی از ثروتمندان شهر ازدواج کند. سرانجام «فؤاد» برخلاف نظر خانواده، به جبهه اعزام میشود و به اسارت نیروهای عراقی در میآید. در انتها و با بازگشت «فؤاد» از اسارت، پدر و مادر او هم متحول میشوند و …
احمد و رحمت دو جوان علاف هستند که احمد میخواهد با دختر کدخدا ازدواج کند. روزی آنها در بردن یک بار فرش به جبار میخورند و…
این مجموعه آمدن یک موجود فضایی به زمین را روایت میکند. گورنگول موجودی فضایی است که به زمین آمده. برای تمام ویژگیهای او دلیلی میشنویم. مثلاً اگر به راحتی به زبان فارسی حرف میزند آن را از طریق تماشای تلویزیون فرا گرفته و البته اگر به این راحتی توانسته فارسی را بیاموزد دلیلش توانایی بالایی است که همه چیز را میتواند به راحتی در ذهن خود بریزد و نیازی به حفظ کردن آن ندارد. اصلاً دلیل آمدنش روی زمین ترس از رباتی به نام گالاک است که اتفاقاً در گفتههایش کاملاً گرونگول، گالاک، پدر خود و … را معرفی میکند. او تواناییهایی دارد که از انسانها متمایزش میکند. مانند انداختن تصویر آنچه در فکرش است یا انداختن اشعهای از طریق شاخکش به چشم افراد که هر چه را گورگول بخواهد فراموش میکنند.
این فیلم داستان زندگی شهید والامقام غلامعلی پچک میباشد.
داستان فیلم "یکی بود یکی هست" درباره جوانی به نام تورج است. پدرش در وصیتنامهاش از او خواسته تا به سفر حج برود. تورج آمادگی سفر را ندارد، اما خانواده با کمک دوست پدرش شرایطی را فراهم میکند تا او آماده سفر شود.