بدهکاران به بهشت نمی روند 1394
مجید که رشته جراحی قلب خوانده، با تمام شدن درسش به تهران می آید تا با خوانواده اش در مورد ازدواج با دختر مورد علاقه اش فریبا صحبت کند اما…
مجید که رشته جراحی قلب خوانده، با تمام شدن درسش به تهران می آید تا با خوانواده اش در مورد ازدواج با دختر مورد علاقه اش فریبا صحبت کند اما…
داستان سریال در یک پادگان واقع در یکی از مناطق مرزی میگذرد. در آستانه عید نوروز، با مرخصی چند تن از سربازان پادگان موافقت نمیشود. آن سربازان با هم نیز رفیق هستند، تصمیم به فرار از پادگان میگیرند اما هر بار به در بسته میخورند و همین ماجراها منجر به خلق موقعیتهایی کمدی میشود.
داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانوادهشان مدام دردسر درست میکنند. آنها هنگامی که میبینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخهای مجازی تبدیل شدهاست و از آن درآمدزایی میکند، تصمیم میگیرند آنها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرطبندی و قمار توسط پلیس دستگیر میشوند و به زندان میروند. در زندان متوجه میشوند میتوانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا میشوند که او نیز میخواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم میکند ولی این بین اتفاقاتی میافتد که مانع رسیدن آنها به تصمیمشان میشود...
دو شخصیت دوقلو در این مجموعه حضور دارند و اتفاقات و مسائل متعددی توسط این دو شخص روی میدهد و قصههای جدید و متفاوتی را رقم میزنند که برای مخاطب جذاب است.
این سریال در مورد دو باجناق است که روابط دوستانهای با هم ندارند. این دو مرد که در شهرداری کار میکنند، برای زمین زدن همدیگر تلاش میکنند و در راستای همین تلاشها اتفاقات بامزه و بانمکی را رقم میزنند. شعار اصلی این سریال حول محور ضربالمثل مشهور «ژیان ماشین نمیشه، باجناق فامیل نمیشه!» میگردد
داستان این مجموعه درباره مجید کشاورز،استاد جوان و موفق دانشگاه است که به تنهایی در طبقه بالای خانه آقای کیهانی (رئیس دانشگاهی که در آن تدریس میکند) زندگی میکند.پریسا دختر کیهانی دانشجوی مجید در دانشگاه است و علاقهای بین آنها به وجود آمده است.مجید از او خواستگاری میکند. آقای کیهانی از مجید میخواهد که همراه خانواده خود آخر هفته برای مراسم خواستگاری به خانه آنها بروند و مشکلات مجید از همین جا شروع میشود.
در این فیلم قصه پدری روایت می شود که یکی از 5 فرزندش دارای اعتیاد است و وی با دیگر فرزندانش شرط می کند در صورتی که هر یک بتواند برادر خود را از چنگال اعتیاد نجات دهد، ملک با ارزشی را در همدان به او واگذار کند . در این میان روش های نادرست اعضاء خانواده در این خصوص موقعیت های طنزی را به وجود می آورد تا اینکه پسر خانواده با دختری آشنا می شود که مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
این سریال داستان چهار جوان خلافکار است که یک گاو صندوق را که دو هزار سکه بهار آزادی در آن وجود دارد، میدزدند. این سکهها به همت یک مؤسسه خیریه و برای اهدا به زوجهای نیازمند فراهم شدهاست که با دزدیده شدنشان مؤسسه دچار مشکلاتی میشود…