احیاء (کوتاه) 1400
این فیلم داستان جوانی به نام جواد است که کلیددار زورخانه است. در آستانه شب های احیا ، پیربابا پیشکسوت ورزش را در عالم خیال خود ملاقات میکند. پیربابا حاوی پیامی برای اهالی زورخانه است که سرنوشت جواد را تحت تاثیر قرار می دهد.
این فیلم داستان جوانی به نام جواد است که کلیددار زورخانه است. در آستانه شب های احیا ، پیربابا پیشکسوت ورزش را در عالم خیال خود ملاقات میکند. پیربابا حاوی پیامی برای اهالی زورخانه است که سرنوشت جواد را تحت تاثیر قرار می دهد.
«توکل» درباره پول نذر شده ای است که در ماه محرم گره از کار چند نفر باز می کند و در نهایت به دست صاحب اصلی آن بر می گردد.
علی پورحاتم (مهران مدیری) کارمندی که دارای ۴ فرزند است و همسر خود را از دست دادهاست، پس از درگیرشدن یکی از پسرانش (علی صادقی) با همکلاسی خود(سهیل تاکی)، با ایران یزدانپناه (فاطمه گودرزی) - مادر همکلاسی پسرش - که او نیز همسرش را از دست دادهاست و ۳ فرزند دارد آشنا میشود و این دو تصمیم به آغاز زندگی مشترک میگیرند ولی فرزندان ایشان با این وصلت موافق نیستند.
زوجی جوان و روستایی پس از ازدواج تصمیم می گیرند برای گذراندن ماه عسل به منزل یکی از اقوام خود در شمال کشور بروند. در بین راه تصادف می کنند و به ناچار برای رساندن مصدوم به بیمارستان مسیرشان به سمت تهران عوض می شود و در آنجا ماشین آنها که امانت نیز بود دزدیده می شود و ...
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.
چهار جوان شاغل در یك هتل از مدیر كل درخواست وام ازدواج می كنند. مدیر كل موافقت با درخواست آنها را مشروط به رضایت (مرتضی) برای ازدواج می داند. (مرتضی) همكار آنها پیر پسری 45 ساله است. چهار جوان موضوع وام را با (مرتضی) در میان می گذارند اما...
جوانی بنام کمال (جواد رضویان) که شاگرد دوچرخه سازی است، در آستانه ازدواج قرار دارد و در صدد تأمین مخارج عروسی اش است که خبری را از رادیو میشنود مبنی براینکه وزارت کار و امور اجتماعی جهت حمایت از افرادی که معتاد بوده و ترک کردهاند مبلغ سه میلیون تومان بعنوان وام پرداخت خواهد کرد. کمال با شنیدن این خبر تصمیم میگیرد که معتاد شده و سپس ترک کند. اما در این بین ماجراهایی اتفاق میافتد که …