باغچه مینو 1382
داستان یک باغ بزرگ موروثی است که مراسمهای مختلفی چون عزا و عروسی در آن برگزار میشود و مراسمهای مختلف و گاه و بیگاه متضاد، ماجراهای کمیک و جالبی را به وجود میآورد.
داستان یک باغ بزرگ موروثی است که مراسمهای مختلفی چون عزا و عروسی در آن برگزار میشود و مراسمهای مختلف و گاه و بیگاه متضاد، ماجراهای کمیک و جالبی را به وجود میآورد.
نصرت خانم (مریم امیرجلالی) زنی متکی به نفس است که پس از مرگ شوهرش کمر همت بسته فرزندان قد و نیم قدش را به سختی اما آبرومندانه از آب و گل در آورده است. داستان از جایی شروع میشود که مهلت خانه اجارهای نصرت خانم به سر آمده و او مجبور است به خانهای دیگر نقل مکان کند اما این جابجایی باعث بروز ماجراهایی میشود که مسیر زندگی نصرت خانم و خانوادهاش را تغییر میدهد.
این مجموعه داستان مردی معتاد به نام نادر (رضا عطاران) است که به همراه دخترش درسا (نیکی نصیریان) در کرج زندگی میکند و از همسرش مریم (فریده فرامرزی) طلاق گرفته است. پس از فوت پدرش اوس احمد (احمد پورمخبر)، او و برادرش صابر (حمید لولایی)، خواهرش بهجت (مرجانه گلچین)، و شوهرخواهرش توفیق (غلامرضا نیکخواه) بر سر تقسیم ارث و میراث پدری که یک خانه و یک نانوایی است به اختلاف برمیخورند.
هاشم آقا (سیروس گرجستانی) و خانوادهاش در شهرستانی نه چندان دور زندگی سادهای دارند. او تا پیش از شدت بیماری در مغازهای اجارهای به تعمیر اگزوز مشغول بوده ولی به علت بیماری پزشکان او را از انجام کارهای سنگین منع کردهاند. از طرفی دختر دانشجویش در تهران برای او شغلی پیدا و خانهای را اجاره میکند. هاشم آقا به ناچار کارش را تعطیل و به تهران مهاجرت میکند. مهاجرت هاشم آقا به تهران به همراه مادر (شهربانو موسوی) و همسرش (مریم امیرجلالی) و پسر (علیرضا جعفری) و دیگر دخترش (ملیکا زارعی) و دامادش (علی صادقی) داستان بسیار جالبی رقم خواهد زد.
دودکش، زندگی افرادی را در قالب طنز به تصویر میکشد که با مشکلات مالی و دیگر درگیریهای زندگیشان، دست و پنجه نرم میکنند. بعضی از آنان مثل فیروز، به خدا توکل میکنند و دست روی زانو گذاشته، از جای برمیخیزند و بعضی دیگر مثل نصرت، برادر همسر او، نگاهشان را به دستان دیگران میدوزند.
فیروز مرد خانوادهدوست و زحمتکشی است که به همراه خانواده و آشنایانش، یک قالیشویی را اداره میکند؛ اما با پلمپ شدن درب محل کار و زندگی او توسط مأموران شهرداری، دردسرهایش دوچندان میشود.
لوکیشن اصلی داستان یک قالیشویی است که اتفاقات با مزهٔ زیادی در آنجا رخ میدهد. هومن برق نورد و بهنام تشکر و امیرحسین رستمی نقشهای اصلی داستان هستند که پس از کارهای موفق ساختمان پزشکان و دزد و پلیس بار دیگر با همکاری هم سریالی طنز و بامزه روایت میکنند.
بازیگران
فرهاد (مهران مدیری) یک بررهای است که سالها پیش برای تحصیل از برره به تهران آمده و با مهتاب مهتابی (سحر زکریا) ازدواج کرده و داماد سرخانه است. او که ذاتاً فردی چاپلوس است با همین روش در یک شرکت مهندسی ساختمان مشغول کار معماری شده و به تدریج، جای مدیر بخش پیشین را اشغال میکند. طُغرُل (محمدرضا هدایتی) سرایدار خانه پدر (ابراهیم آبادی) و مادر (هایده حائری) مهتاب است که به شدت از بررهایها بیزار است. در پی قبولشدن شادی (سحر ولدبیگی) - خواهر فرهاد - در دانشگاه در رشتهٔ «کتابگذاری»، پدرش او را نیز به تهران میفرستند تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند.
داوود (سید جواد رضویان) که یک پایینبررهای است به زور، مهمان خانهٔ فرهاد (پسرعمویش) میشود وبا مظلومنمایی خواهان کار در شرکت فرهاد میشود و سرانجام بهعنوان آبدارچی در آنجا مشغول بهکار میگردد. داوود در آغاز ورود به تهران، عاشق دختری به نام یاسمن (شقایق دهقان) میشود که فکر میکند فرزند خانوادهای ثروتمند است. اما هنگام خواستگاری میفهمد که او خدمتکار خانه است. او از فرهاد و مهتاب میخواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد میشوند و برای زندگی، در یکی از اتاقها سکونت مییابند. پس از اینکه سپهر (سیامک انصاری) نیز به این جمع اضافه میشود روند سریال متفاوت شده و هر بار اتفاقات تازهای روی میدهد...
امير محجوبي بازيگر سينماست كه در راه ازدواج با دختر مورد علاقه اش هستي با مشكلات خانوادگي مواجه مي شود. فريبرز برادر دوقلوي امير پس از سالها وارد ايران شده اما ورود او مشكلات امير را چند برابر مي كند...