برچسب سیدحسن نصرالله

«دوازده صفر سه» / از روایت یک تشییع تا خوانش تاریخ معاصر غرب آسیا

«دوازده صفر سه» صرفاً روایت یک تشییع یا ثبت روزانه یک واقعه نیست؛ کتاب تلاشی روایی است که از دل یک خبر آغاز می‌شود و در ادامه، به تجربه زیسته نویسنده، تاریخ معاصر غرب آسیا و مفهوم کنش جمعی می‌رسد.

لاریجانی: شهیدان رئیسی و امیرعبداللهیان معتقد به کمک مردم فلسطین بودند

مشاور مقام معظم رهبری گفت: شهیدان آیت الله «سید ابراهیم رئیسی» و «حسین امیرعبداللهیان» به عزت مسلمانان و حمایت از مظلومان به خصوص مردم فلسطین به جدّ معتقد و ملتزم به مددرسانی به آنان بودند و در این راه و در مبارزه با تروریسم با همه ابزارهای دیپلماتیک تلاش داشتند.

سید یک ستاره صادق رسانه‌ای بود

«سید» توانست در جهانی به غایت مادی و مملو از فسون و فسانه باشکوه‌ترین جلوه‌های توحید و منش شیعی را به رخ بشر بکشد و اثبات کند که جز پیروی از خط روشن اهل‌بیت (ع)، راهی برای رستگاری بشر وجود ندارد. او با ایمان بی‌بدیل خود، تحولاتی تمدنی را رقم زد و همراه با عده قلیلی از جوانان مخلص در برابر کفر جهانی ایستاد و چهره کریه آن را به آزادگان جهان از هر دین و مرام و قومیتی نشان داد

شهید صدر در نجف به نبوغ بی‌بدیل «سید» پی برد

شیخ حسان سویدان: «شهید سید عباس موسوی بنا بر توصیه شهید آیت‌الله صدر، مسئولیت تربیت و آموزش سید حسن نصرالله را برعهده گرفت. گاهی هر دو به محضر شهید صدر می‌رسیدند و از موسوی نقل شده است، شهید صدر در یکی از این جلسات، به نبوغ فکری سید حسن پی برده بود. می‎توان گفت نخستین بارقه‌های توانمندی فکری، فرهنگی و علمی سید حسن نصرالله از راه آشنایی و دوستی با سید عباس موسوی و حضور در درس شهید صدر تبلور یافت....»

او شگفت‌آور بود و به افسانه‌ها شباهت داشت!

سپهبد مصطفی طلاس: «وقتی که نصرالله با قامتی سربلند، استوار، صدایی رسا و قاطع پشت تریبون قرار می‌گیرد و به ایراد سخن می‌پردازد تا خواری و شکست را نفی کند، سراپا گوش می‌شوم و سخنان دلنشین او را می‌شنوم و به او غبطه می‌خورم. به او نگریستم و در خطوط چهره‌اش اراده‌ای را خواندم که تا آسمان هفتم صعود کرده است و ستاره‌ها را یکی پس از دیگری می‌چیند! اراده او به حدی پولادین و خلل‌ناپذیر است که سازش و انعطاف در آن وجود ندارد...»

 او برای همه اعصار پیامی جاودان فرستاد: قطعاً پیروز می‌شویم!

یحیی ابوزکریا: «آن روز که سید حسن نصرالله را در قلب بخش جنوبی بیروت در مراسم گرامیداشت شهادت فرزندش سیدمحمد هادی، استوار و آرام دیدم، هنوز به یاد دارم. او حسرت و اندوه به دل راه نمی‏داد و این شهادت را افتخار آفرین می‎دانست. او از فرزند دوم خود سید محمد جواد خواست تفنگ برادر شهیدش را تحویل گیرد و خود را برای پیوستن به همرزمان او در محور جبل الصافی در ارتفاعات جبل عامل در جنوب لبنان آماده کند، زیرا بزرگمردان و قهرمانان مقاومت اسلامی از پایگاه‌های جبل‌الصافی برخاسته‎اند...»

زندگی بدون دوستم سید حسن برایم بی‌معناست

فرازی از یکی از واپسین نامه‌های سیدهاشم صفی‌الدین: «اسرائیل باید بداند که مقاومت راهی جز پیروزی نمی‌شناسد. در مقاومت ما پرچم روی زمین نمی‌افتد و اختلالی در جبهه نبرد ایجاد و رؤیارویی ما تضعیف نمی‌شود. زمانی که یک فرمانده شهید می‌شود، دیگری پرچم را بر می‌دارد و با عزمی جدید ادامه می‌دهد. اگر قصد رژیم اشغالگر رخنه یافتن به عزم ما در پشتیبانی از غزه است، باید بداند که پاسخ ما در افزایش کمی و کیفی عملیات‌ها حتمی است...»