برچسب سیدجواد هاشمی

انسان و اسلحه 1367

نيروهاي شناسايي يكي از تيپ هاي سپاه جهت حمله به مواضع و آزاد سازي مناطقي از خاك كشور مشغول شناسايي مي شوند. عمليات مزبور توسط نيروهاي نفوذي و ستون پنجم دشمن لو رفته و حمله آنها جهت تخمين امكانات و نفرات نيروهاي ايراني و هم چنين به منظور متوقف نمودن پيشروي سپاه ايران صورت مي گيرد. نيروهاي دشمن پس از وارد آوردن خسارت به مواضع ايران و به گمان از بين رفتن فرمانده آنها عقب نشيني مي كنند. در حاليكه مصطفي فرمانده نيروهاي ايراني در جريان حمله عراقي ها زخمي و به بيمارستان منتقل مي شود. ولي با توجه به موقعيت حساس و نياز مبرم به انجام عمليات، بيمارستان را ترك گفته و حمله در سطح وسيع آغاز مي شود. با شروع حمله ناگهاني ايران دشمن غافلگير شده و عمليات نيروهاي ايراني با موفقيت به پايان مي رسد.

آخرین شناسایی 1372

عده اي از بسيجيان تخريب چي بعد از باز كردن معبر بر انجام عمليات در اثر بمباران به شهادت مي رسند و از اين ميان تنها دو نفر باقي مي مانند تا كار را يكسره كنند. از طرفي حضور نيروها و تجمع آن ها در يك نقطه باعث بيماري و فشار رواني بسياري مي شود. در اين ميان دو تن از تخريب چي ها به خاك دشمن نفوذ مي كنند و حوادث بسياري را موجب مي شوند و با بدست آوردن بي سيم موقعيت دشمن را كه براي يك عمليات بزرگ تدارك مي بيند، به مركز فرماندهي نيروهاي خودي اطلاع مي دهد. از سوي ديگر ديده بان دشمن كه دائماً آتش توپخانه عراقي ها را هدايت مي كرد،‌ توسط يك بسيجي ماهر به دام مي افتد، در انتها نيروهاي خودي به مقر دشمن حمله كرده و دشمن را تار و مار مي كنند.

سرعت 1375

بهزاد شايقي قهرمان اتومبيلراني قبل از مسابقه ي اصلي رقيب خود را از دور مسابقه خارج مي كند و حالا شركت اتومبيلراني ايران خودرو براي روز مسابقه به يك راننده ي با سابقه نياز دارد به همين جهت حاج آقا افشار كه قبلاً در جبهه با قهرمان مسابقات رالي امير هاديان آشنا شده از او براي روز مسابقه دعوت مي كند اما امير هاديان قبول نمي كند چرا كه يكي از دوستان صميمي خود سعيد را به علت رفتن به مسابقه در جبهه از دست مي دهد و حالا ديگر حاضر به مسابقه دادن نيست، حاج آقا افشار با اصرار زياد و صحبت با امير هاديان به او مي گويد كه شركت در اين مسابقه افتخاري براي ايران محسوب مي شود و كمتر از جنگ در جبهه نيست و هاديان بالاخره قبول مي كند و با ماشين طراحي شده به نام ايران در مسابقه شركت مي كند و عليرغم توطئه هاي بهزاد براي باخت او، هاديان پيروز ميدان مي شود.

اختاپوس 1390

آهوی پیشونی سفید که از دست سخت‌گیری‌های پدرش خسته شده، با فریب عجوزه راهی شهر آرزوها می‌شود و در آن جا با حوادثی رو به رو می‌شود که در انتظار او نشسته‌اند…

پسر تهرونی 1387

سروش تهراني به تازگي از آمريكا برگشته و پدرش اصرار به ازدواج او دارد. اما سروش كه در گذشته پنج بار شكست عشقي خورده حاضر به ازدواج نيست. پدر سروش كه از او چك و سفته دارد پسرش را تهديد مي كند كه اگر ازدواج نكند آنها را به اجرا خواهد گذاشت. روزي سروش تصادفي با ليلي كه اتفاقاً او هم قصد ازدواج دارد، آشنا مي شود.

فوتبالی ها 1389

ماجراي صعود يك تيم فوتبال دسته اولي به ليگ برتر و مشكلاتي كه در اين مسير برايشان پيش مي آيد. با ورود مربي برزيلي اين مشكلات چند برابر مي شود و همه چيز به شكلي درهم و برهم اتفاق مي افتد.

اخراجیها 3 1389

جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر هم‌رزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از هم‌رزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يك‌شان و شخصيتي جديد دارند و...

لاک پشت 1375

محموله هاي قاچاق در ايران طي چند مرحله لو مي رود و شخصي به نام اسكندري در اين رابطه به ايران مي آيد تا قضيه ي چگونگي لو رفتن محموله ها را پيگيري كند. مختار كه عامل تشكيلات اسكندري در داخل ايران است براي بهبود وضع جابه جايي جنس هايشان تقاضاي درصد بيشتري از درآمد را دارد، اما اسكندري فردي به نام سياوش كه پسرش را بر سر استفاده ي زياد از مواد مخدر از دست داده مأمور كشتن مختار و عواملش مي كند. از طرفي پليس فرودگاه، اسكندري را تحت نظر مي گيرد تا سروان نيروي انتظامي و همكارانش بتوانند به شبكه اصلي دست پيدا كنند. سياوش بعد از درگيري هاي زياد به محل اختفاي مختار رفته آن ها را از پاي در مي آورد، او برخلاف نظر پليس، قصد دارد يك تنه حتي اسكندري را هم از ميان بردارد اما همسر سياوش از او مي خواهد كه پليس را در جريان بگذارد، همسر سياوش پليس را به محل درگيري اسكندري و سياوش فرا مي خواند اما قبل از درگيري ها همسرش كشته مي شود و خود او نيز مجروح مي شود. اما پليس اسكندري را دستگير مي كند.