برچسب سیدجواد هاشمی

خسته نباشید 1371

جواد براتي معلم و مربي امور تربيتي مدرسه اي در جنوب تهران است. در طول فيلم، او درگير مسابقات هشت گانه دهه فجر است. پس از برگزاري مسابقات، گروه تئاتر را به كانون حر كه محل برگزاري جشنواره است مي رساند. از طرفي سه تا از بچه هاي گروه براي مسابقات كتابخاني انتخاب شده اند كه بايد به آن جا بروند. جواد دست تنهاست، امكانات ندارد و بودجه محدودي براي اين كار از پول خردهاي تعاوني مدرسه در اختيار اوست. با كمك فراش مدرسه بچه ها را به مسابقه مي رساند. از طرفي اين مسائل هم زمان با مراسم نامزدي و بله بران جواد است. تراكم كارها، موقعيت هاي طنزي ايجاد مي كند كه همين لعاب طنز، دستمايه كارگردان براي بيان حقايق تلخي است كه جامعه آموزشي، با آن روبروست.

سجاده آتش 1372

به هنگام عمليات كربلاي پنج رزمندگان دو گردان مالك و حبيب با ماشين نظامي دشمن درگير مي شوند. لحظاتي دروني و عميق، با نبردي پرحجم و سنگين آميخته مي شود. شرايط نابرابر اين نبرد و خصوصيات خاص مهدي و عباس (فرماندهان بسيجي) حالات و اتفاقاتي، خارج از انتظارات و پيش بيني هاي معمول جنگها را، سبب مي شوند.

پرواز روح 1376

ستاد عملياتي دشمن داراي سايت موشكي است و قرار است در پنج روز آينده فعال شود. نيروهاي ايراني براي جلوگيري از اقدام دشمن دست به كار مي شوند ولي با دشواري هايي روبرو مي شوند. دو جوان بسيجي تلاش مي كنند تا پس از رضايت فرمانده‌شان وارد عمليات شوند.

سیمرغ 1366

شنبه، بلوچي است كه بنا به تصنيفي محلي ‌كه در وصيت نامه ي پدرش به آن اشاره شده، در پي گنجي است كه او را خوشبخت سازد. شنبه با همكاري يك جوان شهري به نام صادق كه فراري است، ‌براي يافتن گنج اقدام مي كند، اما جست و جوها بي حاصل است. موقعي كه او با عصبانيت خاك ها را زير و رو مي كند و به وصيت نامه ي پدرش شك مي كند صادق قدري گندم به او مي دهد تا با كاشت و برداشت گنج واقعي را به دست بياورد.

تعقیب سایه ها 1369

در پي وقوع انفجار خودرويي ارشد گروه تحقيق پليس شروع به كار كرده و با كمك يكي از مجروحين حادثه هويت و شماره خودروي عامل اصلي بمب گذاري (تيمور ايده لو) شناسايي مي شود. تيمور كه سال گذشته در جريان توزيع موادمخدر دستگير شده بود به ده سال زندان در دادگاه سنندج محكوم شده ولي به قيد ضمانت آزاد و متواري مي گردد. با مراجعه پليس به شخص ضامن ساير دوستان تيمور از جمله فردي بنام بهرام شناسايي مي شوند. بمب گذاري توسط تيمور در خودروي ديگر و انفجار يكي از آن ها كه باعث شهادت دو تن از مأموران خنثي سازي مي شود پليس را در يافتن عوامل بمب گذاري از جمله تيمور مصر مي سازد. محل اصلي عاملين انفجار شناسايي مي شوند و ساكنين آن بجز تيمور دستگير مي گردند. تيمور كه براي اجراي نقشه خود جهت بمب گذاري در نقطه ديگر شهر از خانه خارج شده بود تحت تعقيب قرار مي گيرد. سرانجام پرونده بمب گذاري با شهادت يكي ديگر از اعضاي پليس، كشته شدن تيمور و خنثي شدن بمب چهارم بسته مي شود.

چشم شیشه ای 1369

قاسم، بسيجي تبليغاتي به خط مقدم جبهه اعزام مي شود. او رزمندگان را در وضعيت سختي مي بيند و دوست دارد به آن ها كمك كند هرچند كه وظيفه او فقط تبليغات است. يكي از رزمندگان به نام ابوالفضل عضو واحد اطلاعات عمليات با گروهي از بسيجيان براي پشتيباني، راهي خط مقدم مي شود و از صحنه هاي درگيري رزمندگان با سربازان عراقي عكس مي گيرد، اما وقتي ابوالفضل در درگيري شهيد مي شود، قاسم با ديدن اين شرايط دوربين خود را روشن مي گذارد و به ياري آن ها مي شتابد و بعد از مبارزه اي سخت به شهادت مي رسد.

پرواز در شب 1365

گردان کمیل به فرماندهی مهدی نریمان با بازی درخشان مرحوم سلحشور برای یک حرکت ایذائی به خطوط دشمن یورش می‌برد. با این حال، فشار بی امان دشمن آن‌ها را مجبور به پناه گرفتن در یک کانال می‌کند. در این بین، تنها وسیله ارتباطی گردان با قرارگاه مرکزی از کار می‌افتد و آب و آذوقه داخل کانال نیز جیره بندی می‌شود.

گروهی از رزمندگان برای ارایه گزارش چگونگی عملیات و خبر محاصره گردان به طرف قرارگاه عزیمت می‌کنند. آنها باید از میان خطوط تازه مستقر شده دشمن بگذرند. سه نفر از گروه چهار نفری در مصاف با دشمن شهید می‌شوند. یک نوجوان رزمنده سرانجام پس از سختی های بسیار، خود را به قرارگاه می‌رساند.

از طرف دیگر مهدی نریمان و یارانش درون کانال در مواجهه با حملات مکرر دشمن مقاومت می‌کنند. سرانجام مهدی برای تهیه آب، یک تنه به دشمن حمله می برد که در اینجا تشابه زیادی است میان حماسه رزمندگان دفاع مقدس با حماسه علمدار کربلا حضرت ابوالفضل(ع) و نمادسازی زیبایی را شاهد هستیم.

راه طی شده (ظهر روز دهم) 1384

يك گروه فرانسوي به منظور انتخاب نمايش تعزيه براي جشنواره «اوينيون» و ساخت فيلم مستندي از مراحل آماده سازي و اجراي تعزيه به ايران مي آيند. حضور اين گروه موجب بروز ماجراهايي ميان شبيه پوشان و شبيه گردانان تعزيه مي شود، به گونه اي كه تعزيه را تا مرز تعطيلي پيش مي برد.