برچسب سعید خادمی

آتشکار 1386

داستان فیلم درباره یک آتشکار ذوب آهن اصفهان است که چهار دختر دارد و زنش از او می خواهد که با انجام عمل وازکتومی (بستن لوله در مردان) جلوی زاد و ولد بيشتر را در خانواده بگيرد و تصميم گيری در اين مورد، مرد کارگر را دچار بحران می کند.

بیدار شو آرزو 1383

دقايقي بعد از وقوع زلزله، آموزگار جوان روستايي در حاشيه شهر بم، پس از بيرون آمدن از زير آوار پي مي برد كه همكارش جان سپرده است، او به سوي شهر راه مي افتد تا براي اهالي كمك بياورد، ‌اما با رسيدن به شهر ناباورانه درمي يابد كه فاجعه اصلي در آنجا روي داده و از هر گوشه و كناري فرياد شيون و زاري و درخواست كمك بلند است؛ وي در بيمارستان ويران و پر از مجروح و كشته به روحاني برمي خورد و به توصيه و راهنمايي او به گورستان شهر رفته و به كار غسل دادن زن ها و دفن آن ها مي پردازد. مردي زنداني كه در اثر ويراني زندان خود را به شهر رسانده، براي غسل دادن زن، مادر و فرزندش «آرزو» از او كمك مي خواهد.

مرد کوچک 1376

محمدعلي صفري پسربچه ده دوازده ساله اي است كه همراه با خانواده اش در روستايي در شمال كشور زندگي مي كنند. همه اعضاي خانواده براي امرار معاش تلاش مي كنند. مادر صنايع دستي درست مي كند، پدر زغال فروش است و پدربزرگ كشاورزي مي كند. زماني كه پدر براي كسب درآمد بيش تر خانه را ترك مي كند، محمدعلي كه خود را در مورد وضع زندگي مادر و خواهرانش مسؤول مي داند با كمك پدربزرگش شروع مي كند به آبادكردن يك تكه زمين بي مصرف. مادر محمدعلي به شدت با اين كار مخالف است و درس خواندن را براي پسرش واجب تر مي داند. به رغم تلاش هاي او و سخت گيري هاي معلم مدرسه، محمدعلي به كار روي زمينش ادامه مي دهد. اين كار باعث مي شود از درس هاي مدرسه اش عقب بيفتد و علاوه بر مادر با معلمش هم دچار مشكل شود. محمدعلي در كارنامه ثلث اولش فقط از درس كاردستي نمره نياورده بنابراين مي خواهد در امتحان ثلث بعدي كاردستي خوبي درست كند. جاليز محمدعلي به خاطر تلاش هاي او به ثمر رسيده و پر از انواع صيفي جات است. او هندوانه رسيده اي را براي مادرش مي برد و مادر هم با ديدن دسترنج پسرش او را مي بخشد. او با يكي از كدوهاي جاليزش آدمكي به عنوان كاردستي درست مي كند، اما غفلت او باعث مي شود كه گاوها كاردستي اش را بخورند. سر كلاس پس از توبيخ معلم، محمدعلي كلاس را ترك مي كند. حسين كه در كلاس شاگرد ضعيفي است و هميشه مورد تمسخر بچه ها قرار مي گيرد و يك بار هم با محمدعلي دعوايش شده، بعد از بيرون رفتن محمدعلي از كلاس ني او را كه جا مانده برايش مي برد. محمدعلي هم ني را به او مي بخشد و كدورت ميانشان از بين مي رود. محمدعلي هنوز به خاطر كاردستي اش ناراحت است، اما يك روز معلم و بچه ها به ديدن جاليز او مي آيند و معلم با ديدن ميوه هاي او به درس كاردستي اش نمره بيست مي دهد.

مروارید 1391

فيلم داستان خواهر و برادري را روايت مي‌کند که به دليل شرايطي که براي پدرشان که صياد مرواريد بوده است به وجود آمده دچار مشکلاتي مي‌شوند و ماجراي آن‌ها به نوعي با تخم‌گذاري لاک‌پشت‌ها گره مي‌خورد.

مردی که اسب شد 1393

فیلم «مردی که اسب شد» داستان پدر و دختری است که یک اسب دارند. این اسب یادگار مادر این دختر است و او را بسیار دوست دارد. اما اسب بیمار است و زمانی که از بین می رود این مرد به دلیل وابستگی و تعلق خاطری که خودش و دخترش به اسب دارند جای اسب را می گیرد.

مهتاب روی سکو 1389

ابراهيم تعزيه گردان روستاي نياق هر ساله به همراه خانواده اش براي اجراي تعزيه به روستاهاي مختلف دعوت مي شود. امسال مشکلات روزمره گريبان او را گرفته. همسرش فوت کرده، پسر کوچک‌اش بيمار است و بدهي‌هاي مالي هم به مشکل او افزوده است. مقدمات سفر تهيه شده و او پاي در سفر مي‌گذارد ...

همبازی 1388

امین پسر ۴ ساله تنها فرزند خانواده برای داشتن همبازی در خانه از پدر و مادرش می‌خواهد که با آوردن نوزاد به جمع خانواده او را از تنهایی بیرون بیاورد اما پدر و مادر به علت مشکلات مالی نمی‌پذیرند. امین با اصرارهای فراوان آن‌ها را بر سر دوراهی قرار می‌دهد که بین آوردن نوزاد یا داشتن یک کره الاغ، یکی را انتخاب کند تا او در خانه همبازی داشته باشد! البته پس از تجربه مدت کوتاهی نگهداری از یک کره الاغ در آپارتمان، پدر و مادر خود را متفاعد به فرزندآوری می‎کند و فیلم با یک صحنه فوق‎العاده در همین زمینه به پایان می‎رسد.

آخرین ملکه زمین 1385

علي‌بخش جوان مهاجر افغاني كه در ايران مشغول به كار است از خانواده به خصوص همسرش شاه گل مدتي بي خبر است. حوادث و تهديد حمله‌ي آمريكا به كشور افغانستان دلشوره هاي علي‌بخش را بيشتر مي كند و او تصميم مي گيرد به كشورش افغانستان بازگردد، كه در اين سفر طولاني با فراز و نشيب هاي زيادي روبرو مي شود.