برچسب سریال کلاغ

نگاهی به بازی محسن قصابیان در سریال «کلاغ»/ استراتژی مکث و سکوت

در میان بازی‌های اغراق شدۀ بسیاری از بازیگران در سال‌های اخیر که بیش از پیش به سوی نوعی بیان‌گری آشکار ضمن نمایش شدت احساسات، حجم دیالوگ و اغراق در واکنش‌های عاطفی و بیرونی، به‌عنوان معیار اصلی تأثیرگذاری بر مخاطب پیش رفته‌اند؛ این روزها محسن قصابیان در سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان در نقشِ بهروزی بازی متفاوت از خود ارائه می‌دهد.

«کلاغ»؛ به دنبال روایتی غیرکلیشه‌ای

تازه ترین ساخته‌ی محمدحسین مهدویان در شبکه نمایش خانگی که پس از سریال چهارفصلی «زخم کاری» دومین سریال تحت هدایت او در این شبکه هم به حساب می‌آید از یک سو فضای تیره و تار آثار سیاسی کارنامه‌ی سینمایی او یعنی دو گانه‌ی «ماجرای نیم روز» و «ماجرای نیم روز ردّ خون» را به خاطر می‌آورد و از سوی دیگر تداعی کننده‌ی دیگر سریال سیاسی شبکه نمایش خانگی یعنی «تاسیان» است که آغازگر قرائتی جدید از مناسبات درونی و بیرونی سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بود.

وقتی رمان‌ها در «کلاغ» جان می‌گیرند

از همان قسمت اول و با دیده شدن، جلد اول رمان جنگ و صلح (اثر تولستوی) روی میز خانه جلال، تا حدی می‌توان فهمید که سازندگان سریال «کلاغ» نیم‌نگاهی به مخاطب آشنا با فضای هنر و ادبیات دارند.

ردپای احمت اومیت در «کلاغ» مهدویان

رمان «مه و شب» اثر احمت اومیت که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، یکی از مهم‌ترین آثار پلیسی ـ سیاسی ادبیات معاصر ترکیه به شمار می‌رود و بسیاری از منتقدان و کارشناسان، آن را نقطه عطفی در کارنامه اومیت می‌دانند.

روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب

به گمانم پس از گذشت قریب نیم قرن از عمر سینما و سریال‌سازی در دوران پساانقلاب بر کسی پوشیده نیست که هرگونه تلاش برای به تصویر کشیدن حوادث و تحولات و رخدادهای سیاسی قبل و بعد از بهمن براساس آنچه واقع و اتفاق افتاده دخل و ربط وفادارانه‌ای به آنچه حقیقت تاریخی تعبیر می‌کنیم داشته باشد.

بازگشت به دهه ۵۰ با کارگردانی خسته و فیلم‌نامه‌ای بدون نقطه عطف/ آیا «کلاغ» به سرنوشت زخم‌کاری دچار می‌شود؟

۱۷ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۷:۴۳ هیچ اتفاق کوبنده‌ای رخ نمی‌دهد و هیچ گره‌ی جدیدی باز نمی‌شود. اگر این روند در دو سه قسمت آینده ادامه یابد و نقطه عطفی شکل نگیرد، سریال به شدت حوصله‌سربر خواهد شد و مخاطب را…