برچسب ساواک

رهبر انقلاب ارتش و راهبرد «قلب و گل»

تاکتیک بدیع و ارزشمند امام خمینی که هایزر آن را سیاست «قلب و گل» نامیده بود، سفارشی بود که ایشان به مردم کردند تا با سربازان با گل روبه‌رو شوند و در برابر آنان از روش‌های خشونت‌آمیز خودداری کنند. این شیوه، قلوب نظامیان را به سوی انقلاب جلب کرد و اکثر آنان در برابر این تاکتیک هوشمندانه خلع سلاح شدند و در برابر لطف مردم به گریه افتادند

همه چیز «بنا به فرمان همایونی!»

با سقوط حکومت رضاخان، مردم بیزار از نوع حکومتش دیگر علاقه‌ای به ادامه شیوه او ندارند. مضافاً بر اینکه محمدرضا شاه جوان ویژگی‌های ضروری برای استبداد را نداشت. به همین دلیل اکثر نهاد‌هایی که در دوره رضاخان تعطیل شده بودند، مجدداً فعالیت خود را آغاز کردند و جانی دوباره گرفتند. اما این دوره گذرا بود و شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد همه ابزار‌های استبداد را یکی پس از دیگری در اختیار گرفت و به سرعت تبدیل به یک دیکتاتور تمام‌عیار شد

می‌دانستیم عراق می‌خواهد به ایران حمله کند

«اعضای سازمان منافقان در 19فروردین سال 61، می‌خواستند با 13گلوله من را ترور کنند که هنوز یکی از گلوله‌ها در دستم است. آن‌ها در میدان هفت تیر از سه طرف من را محاصره کردند و تیراندازی شد؛ همان شب، رجوی در پاریس اعلام کرد ما منصوری را کشتیم، چون ضدمجاهد بود. من سال‌ها با مسعود رجوی در زندان بودم. زمینه تکبر و قدرت طلبی در او بسیار بالا بود و یک هوشمندی و موذی‌گری خاصی داشت.» اینها بخشی از خاطرات جواد منصوری، از مبارزان سیاسی قبل از انقلاب و البته نخستین فرمانده سپاه پاسداران بعد از انقلاب است. او از جمله چهره‌هایی است که چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب از نزدیک شاهد حوادث و بزنگاه‌های مختلف تاریخ سیاسی کشور بوده است. جواد منصوری در سال ۱۳۲۴ در محله صابونی‌های شهر کاشان به دنیا آمد. او دوران تحصیل را در دبستان نوشیروان و دبیرستان علوی زادگاه خود گذراند و در سال ۱۳۴۶ در زندان دیپلم گرفت.

دومین ترور شاه چگونه اتفاق افتاد؟

خطر ترور و حذف فیزیکی برای چهره‌های مهم سیاسی همیشه مطرح است و میزان اهمیت آن در طول زمان نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه میزان ضریب امنیتی شخصیت‌ها را افزایش نیز داده است. محمدرضا شاه نیز از این قاعده مستثنا نبود و دو بار مورد سوءقصد جدی قرار گرفت: اولین‌بار، در 1327 توسط ناصر فخرآرایی در دانشگاه تهران که منجر به سرکوب حزب توده، تبعید آیت‌الله کاشانی و افزایش قدرت شاه شد و دومین‌بار، در 21 فروردین 1344 توسط رضا شمس‌آبادی در کاخ مرمر که چندان تبعات سیاسی‌امنیتی خاصی به‌دنبال نداشت.

تقریظ حضرت‌آقا نشانه زنده‌بودن راه حاج‌حسین است

از همان آغاز مصاحبه‌ها، خانم حسینی — نویسنده کتاب — با شور و ایمان کار می‌کرد. همان موقع به من گفت من قول می‌دهم وقتی کتاب تمام شود، حضرت آقا حتماً آن را می‌خوانند. این جمله را با اطمینان می‌گفت و در تمام سال‌هایی که کتاب در حال تدوین بود، امیدوار بود این اتفاق بیفتد و بعد از چندین سال، لطف خدا شامل حال شهید حاج‌حسین و این کتاب شد