برچسب زینب تاج‌الدین

نجف‌آبادِ غریب!

«مسیر رستگاری» تازه‌ترین کتاب شبنم غفاری حسینی، نویسنده جوان اصفهانی، این روزها توسط انتشارات شهید کاظمی، در 344 صفحه منتشر و راهی بازار کتاب شده است. این کتاب، روایت زندگی و یک عمر مجاهدت محمد (بهزاد) رستگاری اســت؛ پــــرســتـــار نــــجـــف‌آبــادی که مجاهدت‌هایش از دوران دفاع مقدس آغاز و تا ایام دفاع از سلامت ادامه داشته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گوی ما با نویسنده این کتاب درباره تازه‌ترین کتاب و تجربیاتش در طول نوشتن آن است. از دیگر کتاب‌های این نویسنده می‌توان به «پرخو»، «سنجاب‌های لهستانی»، «بی‌بی مریم بختیاری» و «روز دیدار» اشاره کرد.

یادگاری صدام را در اصفهان از پایم درآوردند!

نامش «کشور» است، نام‌خانوادگی‌اش «نجار»! متولد آبادان، اما بزرگ‌شده خرمشهر. «حشمت نو» محله‌شان را هنوز خوب به یاد دارد. کوچه‌به‌کوچه و بن‌بست به بن‌بستش را؛ هرچند می‌گوید بعداز سقوط خرمشهر به‌سختی خانه‌شان را پیداکرده و «مسجد جامع خرمشهر» به کمکش آمده است. او در  21 سالگی‌اش،‌ همه 35روز مقاومتِ سختِ خرمشهر را با پوست و گوشت و خونش لمس کرده است. «کشور نجار»، در روزهایی که نه غذایی بود برای خوردن، نه آبی بود برای لب‌ترکردن و نه حتی جایی بود برای چنددقیقه استراحت و چشم‌روی‌هم گذاشتن، کنار مردمانش در خرمشهر می‌ایستد و می‌جنگد و در شرایطی که عــراقی‌هــا خــانه‌بــه‌خــانه و پشت‌بـــام‌ به‌پشت‌بام جلو می‌آمدند، لحظه‌ای مردم را تنها نمی‌گذارد و به‌پیر و جوانِ مجروحان و زخمی‌ها در خرمشهر امدادرسانی می‌کند. خبر «سقوط خرمشهر» هنوز هم برایش تلخ‌ترین خبر است؛ وقتی یاد روزهای خونینش می‌افتد که در دودسیاه گم شد. می‌گوید: «خیلی سخت بود شهری را رها کنیم که تا همین دوماه قبل، همه آرزوهایمان در آن رنگ واقعیت داشت. سخـــت بود خـــداحافظــــی با خرمشهری که دیگر نه خرم بود و نه شهر!» از سفره جنگ و روزهای سختی که گذرانده، فقط یک ترکش به او رسیده است؛ ترکشی که نصف آن را در بیمارستان دکترشریعتی اصفهان درآوردند و به‌عنوان یادگاری صدام به او دادند و نصف دیگرش هم سال‌هاست در پای راستش جا خوش‌کرده‌است. 

«یحیی»؛ فرمانده سانسورنشده جنگ!

«یحیی» روایتی شخصی از زندگی یک فرمانده نظامی اصفهانی است؛ «سید یحیی رحیم‌صفوی»! کتابی خوش‌خوانش و پرکشش در رسته تاریخ شفاهی که اگرچه مستند است، اما سیر داستانی دارد و مخاطب را از ابتدا تا پایان، همراه می‌کند. «یحیی» به راحتی مخاطب را وارد دنیای یک فرمانده جنگ که از اتفاق تعلق‌خاطر زیادی به زن و زندگی‌اش دارد، می‌کند و با تصویرسازی ذهنی،‌ همراهش می‌شود؛ با فرمانده می‌خندد، با فرمانده می‌جنگد، با فرمانده زخمی می‌شود و در نهایت به او افتخار می‌کند. این کتاب که به قلم «محمدعلی آقامیرزایی»، روزنامه‌نگار برجسته حوزه جنگ و نویسنده دفاع مقدس نگاشته و سال گذشته توسط نشر مرزو‌بوم وارد بازار کتاب شده است، تحسین‌های زیادی را برای نوع متفاوت نوشتنش برانگیخت. کتابی که یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیتش به گفته نویسنده آن، «راوی صادق، جسور و بسیار خوش‌فکر آن است. فرمانده‌ای که خودش را سانسور نمی‌کند و همه چیز را صادقانه بیان می‌کند.»