هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم میشناسند!
قدرتالله میرزایی، بنیانگذار تعمیر سلاح در سپاه و مبتکر و طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران به نام «رسا» است و شاید به همین دلیل است که میگوید: «هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم میشناسند.»
قدرتالله میرزایی، بنیانگذار تعمیر سلاح در سپاه و مبتکر و طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران به نام «رسا» است و شاید به همین دلیل است که میگوید: «هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم میشناسند.»
در دوران جنگ، مسئله تغذیه نیروها بهخصوص تأمین نان، اهمیت زیادی داشت. آشپزخانه ممکن بود دو وعده یا یک وعده باشد؛ ولی لشکر هر سه وعده به نان نیاز داشت.
«کردستان» و ناآرامیهایش نقطه شروع پروازهای نظامی و عملیاتیاش است و «بصره» نقطه پایان آن؛ درست وقتی که عراقیها در حین «عملیات رمضان» او را در آسمان میزنند، هلیکوپترش آتش میگیرد و خودش هم تا پای مرگ میرود!
«ناصر ابراهیمزاده» معروف به «ناصر قناد»، از 10سالگی طعم دنیای کیک و شیرینی را چشیده و در قنادی «بابک» و «قنادی نوشین» اصفهان چندسالی کام مردم را شیرین کرده است.
روایت حاج مهدی منصوری، مداح و رزمنده هشت سال دفاعمقدس، از آن روزها و آن سالها اگرچه روایت عشق و عاشقی است، اما این روایت آنجا دلنشینتر میشود که از محرم و دلدادگی رزمندگان به امامحسین(ع) میگوید.
عشق امامحسین(ع)با رزمندگان ما کاری کرد که خوب بفهمند کربلا یعنی چه! عاشورا یعنی چه! حسین یعنی چه! بیهوده نیست اگر بگوییم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در جبهههای ما محقق شد.
نام سردار محمود شهبازی با خرمشهر گره خورده است و سپاه انصارالحسین همدان؛ اما به زندگی شهید در دوران پرجنبوجوش ابتدای جوانی و مدرسه کمتر توجه شده است.
آقامصطفی چهل سال است رفته که رفته… و هنوز هیچ خبری از پیکرش نیست؛ هرچند به گفته برادرش، آقامصطفی اساسا دلش میخواست گمنام باشد. آخرین حرفی هم که قبل از شهادتش به او زده بود، همین بود: «دلم میخواهد شهید بشوم؛ اما پیکرم برنگردد…»