برچسب زهرا سعیدی

به رنگ خاک 1398

مهرداد که در جزیره هرمز به کار آموزش غواصی مشغول است دلباخته دختر ناخدا جمات است در حالی که ناخدا مخالف جدی ازدواج این 2 است. از سوی دیگر یک تیم خلافکار به شدت در پی پیدا کردن مهرداد هستند و او نیز هر روز برای یافتن شیئی قدیمی به زیر آب رفته و غواصی می کند.

در جستجوی آرامش 1396

دکتر بهروز امینی با بازی مهدی هاشمی از دانشمندان و پژوهشگران حوزه داروسازی در ایران است. او هم خانواده‌ای مثال‌زدنی دارد و هم در حرفه‌اش موفق بوده و بعد از ۲۰ سال تلاش مداوم توانسته در راستای تولیدات ملی و دانش‌بنیان، دارویی برای درمان سرطان تولید کند که مشابه خارجی ندارد. بعد از تولید دارو، جامعه پزشکی برای بهروز امینی جشنی برپا می‌کند و نام او و شرکتش در سراسر جوامع پزشکی جهان می‌پیچد اما یک اتفاق همه معادلات دکتر امینی را به هم می‌ریزد و آبرویش را در معرض خطر قرار می‌دهد!

بیقرار 1392

سریال بی‌قرار داستان زندگی زنی به نام رعنا است که پس از پنج سال از زندان آزاد می‌شود و می‌بیند تمام زندگی خود را از دست داده‌است. رعنا می‌خواهد زندگی‌اش را از نو بسازد. دنبال کودک خود که هنگام دستگیری یک‌ماهه بوده، می‌رود. او در نتیجه جستجوهای فراوانش سرانجام به مشهد می‌رسد و دنبال نشانه‌ای از کودکی که اینک پنج ساله شده، می‌گردد؛ جستجویی که اتفاقات جدیدی را برایش رقم می‌زند.

تفنگ سرپر 1381

تفنگ سرپر داستان مرد جوانی به نام غیبیش (با بازی حمیدرضا پگاه) است که در زمان جنگ جهانی اول زندگی می‌کند. در این دوران به دلیل خودکامگی خان‌ها، حکام محلی، رجال درباری، شاهزادگان قاجار و بیگانگان اشغالگر، روزگار مردم به سختی و تیرگی می‌گذرد اما با این حال مردم تلاش می کنند آبرو و زندگی خود را حفظ کنند.

تلاطم 1396

تلاطم داستان چند خانواده مختلف را به شکل موازی و البته بصورت غیر خطی روایت می کند. یوسف محبی (محمود مقامی) در حضور دخترش (زهرا اویسی) در خیابان تصادف شدیدی می کند و به بیمارستان منتقل می شود. ارسلان شمس (محمد رضا جنگی) خلافکار بین المللی توسط پلیس به هلاکت می رسد. آزاد رستمی ، (حسین پورکریمی) جوانی کم سن و سال، به شکلی ناخواسته مرتکب قتل یک پلیس می شود. حکم إعدام برای آزاد صادر می شود.

مهری خانم، مادر آزاد (ساغر عزیزی) درصدد گرفتن رضایت از هاجر (مهوش صبرکن) مادر مقتول است ولی هاجر کوتاه نمی آید. سینا شمس (مجید واشقانی) برادر ارسلان ،برای گرفتن انتقام مرگ برادرش و همچنین برای ادامه روند کاری اش دست به طراحی نقشه های عجیب و خاص می زند. دکتر محمود حیدری ملقب به باراکا (حسن أسدی) استاد اخراجی دانشگاه و صاحب تفکری در زمینه عرفان های کاذب، به زندان فرستاده می شود تا علت برخی سوء تفاهم ها مشخص و پیگیری شود.

او با همسرش (شیوا خسرو مهر) به شدت اختلاف دارد. هم اختلاف مالی و هم اختلاف در عقاید. خبرنگاری جوان (عرفان میدانلو) خبر به قتل رسیدن پلیس در درگیری خیابانی را در رسانه های مختلف از جمله شبکه بی بی سی منتشر می کند. دو روانشناس به نامهای سعید محبی (امین إیمانی) و رضا مستوفی (جلیل فرجاد) که در مورد جرم شناسی مطالعه می کنند، به تحقیق و بررسی درباره علل و نحوه پیشرفت أین اتفاقها در جامعه میپردازند. همه این اتفاقها، همزمان در حال رویدادن است تا اینکه …

ستایش 1 1390

سریال ستایش، قصهٔ دختر جوانی به نام ستایش را روایت می‌کند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید می‌کرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز می‌نماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان می‌افتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجائی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علی‌رغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر می‌شود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب می‌رفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت می‌نماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود، حشمت فردوس که به دنبال محمد می‌گشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، آنها پس از فرار به شهرهای مختلف سر انجام به اکبر آباد، زادگاه پدر و مادرش و پیش پدربزرگ او، خان بهادر اکبر آبادی (جمشید مشایخی) می‌روند. اما در آنجا خان دوم ده، فتح‌الله خان گله داری (شهاب عسگری)از محمود پدر ستایش کینه دیرینه دارد. چندین سال قبل پدر ستایش در جوانی پسر کوچک فتح‌الله خان را به علت خواب آلودگی از تعزیه خان بهادر بیرون می‌کند و او در راه اسیر گرگ‌ها شده و کشته می‌شود. فتح‌الله خان با خود عهد بست که انتقام پسرش را از او بگیرد. پدر ستایش شبانه از خانه بیرون می‌رود و اتفاقی نوه فتح‌الله خان را نجات می‌دهد اما خودش طعمه گرگ‌ها شده و می‌میرد. محل جدید ستایش نیز برای فردوس توسط پلیس آشکار شده و او می‌خواهد به آنجا برود، اما قبل از رفتن سکته می‌کند و صابر را جای خود می‌فرستد، صابر که سودای اموال فردوس را دارد، به پلیس دروغ می‌گوید که آنها را نمی‌شناسد. پدربزرگ ستایش سند یک مغازه که هدیه عروسی پدرش بود را به او می‌دهد و ستایش با کمک او به آنجا پناه می‌برد.

آیینه ای در غبار 1389

آیینه ای در غبار روایتگر داستان مهرداد و پرهام، دو دوست هم‌دانشگاهی است که قصد دارند پروژه‌ای را به انجام برسانند. آنها دستگاهی اختراع کرده اند که صداها را در تاریخ‌ها و زمان‌های گذشته بازیابی و ضبط می کند. این دستگاه به مهرداد این فرصت را می دهد که یک معمای قدیمی خانوادگی را که به فعالیت های انقلابی پدربزرگش در سال هزار و سیصد و چهل دو مربوط می شود کشف کند...

رخنه 1392

داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت می‌کند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سال‌هاست در این زمینه فعالیت می‌کند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیات‌های مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه‌ رو می‌شود که حل آن ساده نیست.