«عصرها در حاشیه رودخانه، طرف باغ جنت، هیچ برای تفریح و تفرج میروید و آن مناظر زیبای عالم طبیعت را که دست قدرت پروردگار نصیب شهر اصفهان و ما ملت قدرناشناس کرده است، میبینید؟ آری کیست که آن دورنمای پلهای مارنان و سی و سه چشمه با درختان سر در هم کشیده، بیشههای پهناور و آن امواج آبهای رودخانه که این ایام تمام سطح بستر زایندهرود را پوشانده و زیباترین مناظر را در نظر ناظران جلوهگر میسازد، او را مجذوب خود نساخته باشد؟ همه کس طرف عصرها و حوالی غروب آفتاب در اثر کارها و مشاغل روزانه خود، خسته شده و میل دارد ساعتی را در گشت و تفرج گذرانده، دماغ فرسوده خود را با هوای روحپرور کنار رودخانه، از خستگیهای روزانه دمی آسوده دارد. لابد شما نیز گاهی منفردا و گاهی با رفقای خود حرکت کرده، وارد چهارباغ شده و از آنجا به طرف باغ جنت سرازیر میشوید»(اخگر، شماره 96، فروردین 1308).