هوای تازه 1375
جوانی (نصرا… رادش) که داماد سرخانه میباشد در خانه پدر زن خود با مشکلات عدیدهای روبه رو میشود. در هر قسمت از این مجموعه شاهد ماجرای تازهای هستیم و …
جوانی (نصرا… رادش) که داماد سرخانه میباشد در خانه پدر زن خود با مشکلات عدیدهای روبه رو میشود. در هر قسمت از این مجموعه شاهد ماجرای تازهای هستیم و …
داستان پیر مردی است که در سن 70 ساالگی تصمیم می گیرد ازدواج کند . ا و با پستچی محل دوست است . بنابر این برای یافتن یک همسر مناسب از مشورت و نظر او کمک می گیرد . چرا که پستچی با همه همسایه ها و خانواده های دور و اطراف آشناست . اما پیرمرد یک شرط دارد و آن اینکه.....
داستان سعید و ستاره است که با وجود تهدیدهای یک مزاحم ناشناس با هم پیوند زناشویی میبندند؛ اما در پی سفری، برای ستاره حوادثی پیش میآید و زندگی آنها دستخوش تغییرات بزرگی میشود...
آقا محمود کارمند میانهسال شرکت بیمه با ماجرای عجیب خودروی خود مواجه میشود، به این ترتیب که سارق شبها خودرو را میدزدد و صبحها باز می گرداند. آقا محمود برای کشف علت وانگیزه سارق وارد تجربهای تازه در زندگی خود میشود
مثل دختری به نام عاطفه که یک بازیگر تئاتر است پرونده مختومه ای را دوباره می گشاید که یک قاتل زنجیره ای بوده که اقدام به قتل افراد بی گناه و قطع نمودن انگشت آنها می کرده است.این پرونده که به پرونده تام انگشتی معروف بوده است چند سال پیش در زابل توسط باز پرس امیر علی اران پناه مورد تعقیب و بررسی قرار گرفته و وی گمان کرده که در دستگیری و قتل تام انگشتی موفق بوده است اما اکنون با آغاز دوباره قتل های زنجیره ای تام باز پرس او را زنده و دوباره فعال می بیند که.......
در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یکی از مسائل اجتماعی - خانوادگی به تصویر کشیده میشد. داستان هر بخش مستقل بود و مضامینی نظیر مادرزن و مادرشوهر، همسایگی، روابط مالک و مستأجر، خرافهگرایی، بهانهجویی، توقع بیجا، دهانبینی و بیمسئولیتی و غیره، محور اصلی آنها بود. در پایان هر بخش، روشهای ساده و بهتر زیستن، در سکانسی تحتِ عنوانِ «زندگی شیرین میشود» ارائه میشد.
کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقهمند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمیخواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با داییاش را هم ندارد. سرانجام تصمیم میگیرد از روستا فرار کند تا داییاش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران میآید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری میشود.
در گاوصندوق خانه غلامحسین پروانه، جواهری گرانقیمت به امانت گذاشته شده، که تعدادی تصمیم به سرقت آن دارند. یکی از آنها جوانی شهرستانی به نام غلامرضا (افشین هاشمی) است که برای این کار از طرف یک گروه زیر فشار قرار گرفتهاست. او برای دسترسی به گاوصندوق، در مجتمع محل سکونت پروانه، اقدام به اجاره یک آپارتمان میکند و به تدریج عاشق دختر آقای پروانه میشود. داستان مجموعه تلویزیونی دارای پیچ و تابهای معمایی فراوان و جذاب به سبک داستانهای آگاتاکریستایی و دارای وجه روانکاوانه معمایی است.