سیاهی لشگر 1390
ابراهیم با مادر و برادرش زندگی می کند و برای امرار معاش در فیلم های سینمای نقش سیاهی لشکـر را بازی می کند. برادر کوچک تر او عاشق دختری شده است که…
ابراهیم با مادر و برادرش زندگی می کند و برای امرار معاش در فیلم های سینمای نقش سیاهی لشکـر را بازی می کند. برادر کوچک تر او عاشق دختری شده است که…
قرن سوم هجری، مقارن با خلافت عباسی (دهمین خلیفه) و امامت دهمین پیشوای شیعیان علی النقی است…
عبد العظیم حسنی برای فرار از ماموران خلیفه عباسی راهی شهر ری میشود و در این راه اتفاقات گوناگونی برای او می افتد و با اقوام مختلف ایرانی برخورد میکند!
یکی از افسران ارتش در سال ۱۳۲۲ همزمان با دستگیری تودهایها به شوروی سابق فرار کرده و بعد از انقلاب به ایران بر میگردد و دنبال همسر و فرزند خود میگردد و در این بین با خواهر خود اختلاف پیدا میکند سر ارثیه و ...
آخرین سرقت داستان شخصی به نام امیر (با بازی ابوالفضل پورعرب) را روایت میکند. وی که مدتها در زندان بوده، پس از آزادی به سراغ اموالی میرود که قبلاً آنها را دزدیده و در جایی پنهان کرده بود. امیر قصد دارد اموال مسروقه را به صاحبان شان برگرداند اما در این مسیر با زنی به نام حمیرا آشنا میشود و….
رسول رحمانی جوان پدر از دست داده ی علاقمند به هنر خوشنویسی است که از یزد به تهران آمده و آنجا با مشکلاتی برای امتحان خوشنویسی ثبت نام می کند. او نزد سرایدار انجمن خوشنویسان مدتی زندگی کرده و از درگاهی رئیس انجمن، آموزش هایی دریافت می کند. محمود، داماد درگاهی، از مبارزان و فعالان انقلاب است و در شبیخون ساواک مجروح و راهی زندان می شود. رسول نیز نا خواسته در مظان اتهام ساواک قرار می گیرد و در بازداشتگاه شکنجه می شود . او پس از آزادی که قدری پخته تر شده ، خطی را به درگاهی ارائه می دهد و این بار برخلاف قبل مورد پذیرش استاد واقع می شود و بدین ترتیب حکم استادی اش را در هنر خوشنویسی دریافت می کند.
این سریال درباره دختری بهنام محبوبه (عاطفه نوری) است که در پی بدرفتاری پدرش، از خانه فرار میکند. این دختر 16ساله، ویژگیهای شخصیتی عجیبی دارد؛ او در باندهای مختلف تبهکاری حضور داشته و وقتی توسط پلیس دستگیر می شود، با یک باند مواد مخدر در ارتباط بودهاست. با آغاز بازجویی از وی، حنانه (لادن مستوفی)، یکی از مددکاران اجتماعی، تصمیم میگیرد به نزد استاد خود برود تا از او درباره برخورد با این دختر راهنمایی بگیرد...
«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس میرود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ میآورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا میشود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شدهاست. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج میکند و موفق میشود سمت منشی گری «حسن تقیزاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقیزاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامهای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه میکند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را میکند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب میشود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازههایی جدید میکند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر میشود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاقهای تازهای در شهر سامان رخ میدهد.وبلانژ را طلاق میدهد
مرد ثروتمندی در آستانه ورشکستگی هست و به خاطر هزینههای بالای خانواده خود نمیتواند کار خود را پیش ببرد در همین زمان یک رستوران متروکه در شمال کشور به عنوان ارث به همسر این مرد میرسد. محبوبه همسرش خانواده را راضی به رفتن به شمال و اداره این رستوران برای سر و سامان دادن دوباره به زندگیشان میکند و…