
رسول رحمانی جوان پدر از دست داده ی علاقمند به هنر خوشنویسی است که از یزد به تهران آمده و آنجا با مشکلاتی برای امتحان خوشنویسی ثبت نام می کند. او نزد سرایدار انجمن خوشنویسان مدتی زندگی کرده و از درگاهی رئیس انجمن، آموزش هایی دریافت می کند. محمود، داماد درگاهی، از مبارزان و فعالان انقلاب است و در شبیخون ساواک مجروح و راهی زندان می شود. رسول نیز نا خواسته در مظان اتهام ساواک قرار می گیرد و در بازداشتگاه شکنجه می شود . او پس از آزادی که قدری پخته تر شده ، خطی را به درگاهی ارائه می دهد و این بار برخلاف قبل مورد پذیرش استاد واقع می شود و بدین ترتیب حکم استادی اش را در هنر خوشنویسی دریافت می کند.
