برچسب اسماعیل پوررضا

چوپانان کویر 1367

«مختار» همراه پدرش «موسی» و «میرزا» به عنوان چوپان در کویر به کار گله مشغولند. میرزا به دلیل بیماری زنش از «قدیر» پسر صاحب گله، اجازه می‌خواهد به خانه‌اش سرکشی کرده و از احوال او با اطّلاع شود. او موافقت نمی‌کند. «میرزا» با توافق «مختار» راهی خانه می‌شود. تعدادی گوسفند و بز در توفان شن تلف می‌شوند. «قدیر»، «میرزا» را مسبب مرگ حشم می‌داند و او را مضروب می‌کند. «مختار» از میرزا جانبداری می‌کند و روبروی «قدیر» می‌ایستد و مزد خود را مطالبه می‌کند. «قدیر» تاوان گله‌ی از دست‌رفته را از «مختار» می‌خواهد. «مختار» شکایت به پدر «قدیر» می‌برد. «قدیر» به او اهانت می‌کند و او را می‌راند. «مختار» از پاسگاه ژاندارم می‌برد و در نهایت قضیه به نفع «قدیر» تمام می‌شود. نبودن مراتع و خشکسالی موجب می‌شود که «قدیر» گله را به کشتارگاه بفروشد.

رنگ و ترنج 1388

آقای متین که با سال‌ها تلاش و عشق، کارگاهی برای بافت فرش‌های نفیس ایرانی به راه انداخته است، با تمام اعضا خانواده‌اش در یک سانحه رانندگی از بین می‌روند. پس از این سانحه، مشاور حقوقی آقای متین که با سرمایه‌ای عظیم و بدون وارث مواجه شده‌است، برای تصاحب اموال او نقشه‌ای طراحی می‌کند و.....

تفریق 1399

موضوع فیلم تفریق در مورد زن و شوهر جوانی به نام جلال (نوید محمد زاده) و فرزانه (ترانه علیدوستی) است و روزی فرزانه همسرش را اتفاقی در اتوبوس می بیند و وقتی او را تعقیب می کند رد پای یک زن را در زندگی خود پیدا می کند. اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است و جلال مرتکب اشتباهی نشده است… .

برادران لیلا 1400

لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانواده‌ای درگیر با بحران اقتصادی زندگی می‌کند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار می‌کند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمی‌دهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانه‌های آلزایمر را بروز می‌دهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شده‌است. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمه‌ای که عوارض توالت را دریافت می‌کند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شده‌زیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بوده‌است. فرهاد (محمد علی‌محمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغل‌کاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری می‌کند که پول پیش‌خرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پس‌انداز کرده و لیلا پیشنهاد می‌دهد با پول سکه‌ها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالت‌های پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت می‌کند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل می‌تواند بخشی از کادوهای عروسی‌های فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکه‌هایش را به عنوان کادو عروسی می‌دهد …

در خانه 1365

داستان این سریال دربارهٔ ماجراهای روزمرهٔ زندگی سه پسربچه به نام‌های جواد، محسن و مرتضی است. خانوادهٔ جواد، در خانهٔ عزیز خانم (با بازی شهلا ریاحی) مستأجرند. محسن و پدرش آقای خورشیدی (با بازی اکبر عبدی) هم همسایهٔ دیوار به دیوارشان هستند. عزیز خانم یک طوطی سخنگو به نام فندق دارد. مرتضی پسرخالهٔ علی، از شهرستان آمده تا مدتی با آن‌ها زندگی کند و شیطنت‌های این سه کودک و واکنش‌های بزرگترها، محور اصلی داستان‌های هر قسمت را تشکیل می‌دهد.

حکایتی و حکمتی 1371

در هر قسمت از این مجموعهٔ نمایشی، یکی از داستان‌هایِ پندآموزِ متونِ کهن پارسی به تصویر کشیده می‌شد. متون مورد استفاده در این مجموعه عبارت بودند از: «بستان العارفین وتحفة المریدین»، «تذکرةالاولیا»، «دیوان اسرار» (ملا هادی سبزواری)، «قابوس‌نامه» و ...

پلیس آسمانی 1380

پلیس آسمانی داستان پلیس مهربان و وظیفه‌شناسی را روایت می‌کند که در محله‌ای مشغول زندگی و خدمت است و با بچه‌های آن محله ارتباط صمیمی و دوستانه‌ای دارد در این محله عروسک‌هایی نیز حضور دارند که گاه شخصیت‌های منفی داستان هستند و همواره سعی دارند به هر طریقی، بچه‌های محله را به سوی اعمال خلاف بکشانند. اما هر بار «پلیس آسمانی» به نوعی وارد ماجرا می‌شود و ضمن هدایت بچه‌ها، آن‌ها را از مهلکه اعمال ناشایست و خلاف نجات می‌دهد.

قهر و آشتی 1393

داستان این مجموعه درباره ماجرای عاشقانه زن و مرد میانسالی با بازی مهشید افشارزاده و کاوه کاویان میباشد که بعد از ۲۰ سال دوری به یکدیگر می‌رسند، اما بنابر مسائلی این وصلت دوباره شکل نمی‌گیرد.