برچسب اسماعیل پوررضا

محبوبه 1387

محبوبه دختر جوانیست که با ناپدریش مصیب زندگی می کند. قدرت دوست مصیب است که بخاطر بدهکاریش می خواهد محبوبه را به عقد یک پیر مرد در آورد ولی محبوبه فرار می کند و به خانه بزرگی در شمال شهر میرود . صاحبخانه هما خانم که بخاطر تصادف همسر و دخترش را از دست داد ه و خودش هم نابینا شده فکر می کند که دخترش بهار زنده است و ...

آرایشگاه زیبا 1369

اسد خمارلو آرایشگری است که با آن که سن بالایی دارد، هنوز ازدواج نکرده و همین امر منجر به این می‌شود که هرکدام از دوستانش، شخصی را برای ازدواج، به او معرفی کنند. این قضیه تا جایی پیش می‌رود که پسر خسته شده و سعی می‌کند به زندگی خود سر و سامانی بدهد. در هر قسمت از داستان، پسر به همراه مادر و خواهرش به خواستگاری می‌رود ولی هیچ‌یک سودی ندارد تا این‌که با خانمی آشنا می‌شود.

زیر بازارچه 1377

داستان‌های این مجموعه نمایشی، حکایت کسبه و اهالی باصفای کوچه‌بازارهای قدیم تهران است که در غم و شادی یکدیگر شریک بودند.

در اعماق خطوط 1389

رسول رحمانی جوان پدر از دست داده ی علاقمند به هنر خوشنویسی است که از یزد به تهران آمده و آنجا با مشکلاتی برای امتحان خوشنویسی ثبت نام می کند. او نزد سرایدار انجمن خوشنویسان مدتی زندگی کرده و از درگاهی رئیس انجمن، آموزش هایی دریافت می کند. محمود، داماد درگاهی، از مبارزان و فعالان انقلاب است و در شبیخون ساواک مجروح و راهی زندان می شود. رسول نیز نا خواسته در مظان اتهام ساواک قرار می گیرد و در بازداشتگاه شکنجه می شود . او پس از آزادی که قدری پخته تر شده ، خطی را به درگاهی ارائه می دهد و این بار برخلاف قبل مورد پذیرش استاد واقع می شود و بدین ترتیب حکم استادی اش را در هنر خوشنویسی دریافت می کند.

بر سر دوراهی 1398

قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر می‌کند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...

این راهش نیست 1382

کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقه‌مند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمی‌خواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با دایی‌اش را هم ندارد. سرانجام تصمیم می‌گیرد از روستا فرار کند تا دایی‌اش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران می‌آید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری می‌شود.

پیشواز 1390

داستان سریال پیشواز درباره دو نوجوان به نام حمید و هاشم است که باعث پدید آمدن ماجراهای مختلفی می‌شوند. جعفر دهقان در این سریال ایفاگر نقش پدر حمید یعنی آقا یدالله خواهد بود. او شخصیتی انقلابی است که در طول داستان با شخصی به نام بهادرخان که نماد ظلم و ستم است، به مبارزه می‌پردازد. بازیگر نقش بهادرخان مهدی میامی است. او صاحب قالی‌بافی روستاست.

مینا نوروزی‌فر هم ایفاگر نقش گلچهره، همسر بهادرخان است. او آدم تازه به دوران رسیده‌ای است که کمبودهای عاطفی خود را با ولخرجی و سفر به شهر جبران می‌کند. گلچهره به دنبال تصمیمی که می‌گیرد، زندگی‌‌اش دستخوش تغییراتی می‌شود که او را با شخصیت واقعی خود و همسرش آشنا می‌کند.

اسماعیل سلطانیان هم یکی دیگر از بازیگران محوری این سریال است که در نقش یعقوب برادر یدالله به ایفای نقش می‌پردازد. یعقوب از شخصیت‌های فعال و حامی انقلاب است، اما مانند یدالله تند و تیز و به نوعی نماد قشر محافظه‌کار محسوب می‌شود.

بی‌بی از دیگر شخصیت‌های مطرح این سریال است که شخصیتی مذهبی دارد. او مادربزرگ حمید است و به نوعی تکیه‌گاه این شخصیت است. مرتضی ضرابی هم بازیگر نقش حسن سلمونی است که با الاغ خود در روستاهای اطراف باربری می‌کند.

هیات مدیره 1397

قصه زوج جوانی را روایت می‌کند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه می‌شوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم می‌خورد.