چرا امامان شیعه معصوماند؟/ استدلالی که عصمت اهلبیت(ع) را توضیح میدهد
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مذهب امامیه قائل به عصمت امامان اهل بیت است. به این معنا که امام باید از گناهان کبیره و صغیره و همچنین از خطا و اشتباه و سهو مصون است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مذهب امامیه قائل به عصمت امامان اهل بیت است. به این معنا که امام باید از گناهان کبیره و صغیره و همچنین از خطا و اشتباه و سهو مصون است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلاموالمسلمین تراشیون با اشاره به افزایش برخی گناهان و رفتارهای نادرست در مراسم عروسی، کمرنگشدن نقش بزرگترهای خانواده را یکی از عوامل این وضعیت دانست.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مناجات زبان بیواسطه دل با پروردگار و یکی از کهنترین جلوههای معنویت در فرهنگ دینی و انسانی است؛ نجوایی که در هیاهوی زندگی روزمره، فرصتی برای تأمل، آرامش و بازگشت به خویشتن فراهم میآورد. بسیاری از عارفان، علما و شخصیتهای برجسته معنوی، عمیقترین تجربههای روحی خود را در قالب دعا و مناجات به یادگار گذاشتهاند؛ واژههایی که هنوز هم میتوانند مرهمی بر خستگی جان و چراغی برای مسیر زندگی باشند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در نگاه پیامبر اکرم(ص)، تربیت فرزند تنها به آموزش و تأدیب محدود نمیشود، بلکه محبت، ایجاد شادی، همدلی با کودک، توجه به نیازهای عاطفی، گذشت از خطاها و رفتار عادلانه میان فرزندان، بخش مهمی از مسئولیت والدین را تشکیل میدهد. مجموعهای از سخنان رسول خدا(ص) نشان میدهد که ایشان بر شکلگیری رابطهای همراه با مهر و احترام میان والدین و فرزندان تأکید داشته و حتی سلام کردن به کودکان و همسطح شدن با آنان در رفتار را به عنوان بخشی از سیره خود مورد توجه قرار دادهاند. در این نگاه، والدین نه تنها مسئول آموزش و تربیت فرزندان هستند، بلکه باید با محبت و همراهی، زمینه رشد اخلاقی و معنوی آنان را نیز فراهم کنند.
گرو اندیشه: دین آنلاین بر مقدمه ترجمه ای از روزنامه قرار نوشت: «طاها آقیول نویسنده و روزنامهنگار شناخته شده ترکیه سالها در حوزه اندیشه و سیاست قلم زده است و با بسیاری از محققان ترکیه در شبکه سیانان ترک مصاحبههای چالشی و جنجالی انجام داده است. اکنون او در یادداشت کوتاهی در روزنامه «قرار» ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ به آخرین تحولات در حوزه فهم دینی در میان محققان ترکیه میپردازد که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن را هوش مصنوعی ترجمه کرده است و حیدر بیات برخی از کلمات و اصطلاحات را بازبینی و ویرایش کرده و توضیحات زیر را بدان افزوده است.» این متن را در ادامه می خوانید:
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، جلسه هفتاد و چهارم توسعه به معرفی و نقد و بررسی کتاب «دین و نوسازی» به روایت نویسنده کتاب نسیم نعمتیزاده با حضور حسن محدثی اختصاص دارد.
گروه اندیشه: توهین دکتر موسی غنی نژاد به دکتر علی شریعتی یعنی نامسلمان و شیاد خواندنش، جبهه جدیدی در منازعات فکری گشود، فارغ از آن که مسئله اصلی ایران چیست و از خلال چنین منازعه ای قرار است چه سود فردی و جمعی ای و در نهایت ملی حاصل شود؟ پاسخ دکتر عبدالکریم سروش در دفاع از علی شریعتی، در برابر توهین مطرح شده، زخم جدیدی را گشود و او نیز تحقیر و توهین را به نحو دیگر دامن زد. مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش با اندیشه پویا نیز این موضوع را تشدید کرد. اکنون در پاسخ عبدالکریم سروش، محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ در پرونده ویژه به نقد دیدگاه سروش در این باره پرداخته و اعلام پایان نواندیشی دینی، کرده است: «اینک اما با کمال تاسف باید اعلام کنیم که روشنفکری دینی نهتنها به پایان راه خود رسیده است، بلکه به میراث خود چه در اندیشه، چه در اخلاق پشت کرده است و با تبدیل شدن از جریانی فکری به حلقهای و فرقهای با خودی-غیرخودی کردن، بلکه شخصی کردن مباحث فکری از فرقه و قبیله خود دفاع میکند، حتی اگر ذرهای باور به آن نداشته باشد.» قوچانی بر این باور است که جریانی که زمانی با هدف اصلاح دینی و مواجهه آگاهانه با جهان جدید شکل گرفته بود، اکنون با پشت کردن به اخلاق، اندیشه و میراث گذشته خود، به حلقهای بسته، فرقهگرایانه و شخصیشده تنزل یافته است. نویسنده برای ریشهیابی این انحطاط تاریخنگارانه، تبارشناسی سه نسل روشنفکری دینی در ایران ارائه میدهد: نسل اول به رهبری مهدی بازرگان که با وجود رویکرد تجربی، از علوم انسانی و اقتصاد مدرن بیخبر بود و در برابر هژمونی چپ آسیبپذیر شد؛ نسل دوم به رهبری علی شریعتی که با تلفیق آموزههای سوسیالیستی و اسلامی، ایدئولوژی چپگرایانه و نفی مالکیت خصوصی را ترویج کرد؛ و نسل سوم با محوریت عبدالکریم سروش که اگرچه از فقر فلسفی نسل اول و گرایشهای صریح سوسیالیستی نسل دوم فاصله گرفت، اما به دلیل غفلت از فلسفه سیاسی، حقوق اساسی و دانش اقتصاد، در دام کلام جدید، عرفان و صوفیگری گرفتار آمد.
گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید: