برچسب دفاع مقدس

عمرش را وقف پایان چشم انتظاری مادران شهدا کرد

پدرم علاقه زیادی به شهید نورخدا داشت و وقتی ایشان را می‌دید می‌گفت: جانباز واقعی ایشان است. همیشه از شهید نورخدا برایمان می‌گفت. روزی که خبر شهادت ایشان پخش شد، پدرم رفتن ایشان را باور نمی‌کرد. روی پایش می‌زد و گریه می‌کرد. آن شب واقعاً ناراحت بود و ما هرچه دلداری‌اش می‌دادیم فایده نداشت.

نیمی از حقوق همسرم برای مستمندان بود

منافقین همیشه نامه تهدیدآمیز داخل خانه ما می‌انداختند. به شوهرم می‌گفتند تو را می‌کشیم و زن و بچه‌ات را هم از بین می‌بریم. خیلی از صبح‌ها داخل حیاط خانه‌مان نامه تهدیدآمیز پیدا می‌کردیم. با دست چپ می‌نوشتند که خطشان را نشناسیم. محل زندگی‌مان همین روستا بود و با وجود ناامنی خانه‌مان را تغییر ندادیم

پیروزی با رمز صمیمیت و پشتکار

آنچه در یادداشت‌های شهید دشتبانی به چشم می‌خورد، صمیمیت و فضای گرم میان رزمندگان در شرایط سخت جبهه است. آن‌ها با اینکه از خانه و خانواده دور هستند ولی با گرمی در کنار هم زندگی می‌کنند و به‌خوبی هوای همدیگر را دارند

مادرم ۱۱ ماه بیشتر دوری پسرش را تاب نیاورد

بعد از شهادت داوود مادرم بسیار دلتنگ شد و همین دلتنگی باعث شد ۱۱ ماه بعد از شهادت برادرم، مادرم هم از دنیا برود. درگذشت مادر برای همه ما سخت بود. به طوری که زندگی همه بچه‌های خانواده را تحت تأثیر قرار داد، اما همین هم بهایی بود که برای ایجاد امنیت و سربلندی کشورمان پرداختیم

پدربزرگم تا آخرین روز زندگی شعار مرگ بر امریکا می‌داد

شلیک موشک فینیکس از ناو امریکایی به هواپیمای مسافربری ایرباس پرواز ۶۵۵ شرکت ایران‌ایر زندگی خانواده‌های زیادی را تحت‌الشعاع قرار داد. امریکایی‌ها در جنایتی بزرگ با شلیک دو فروند موشک جان انسان‌های زیادی را گرفتند و بعد‌ها به خاطر چنین جنایتی به فرمانده‌ای که دستور شلیک داده بود، مدال شجاعت دادند.

یادمان باشد عزتمان را از چه کسانی به امانت داریم

کتاب مملو از ماجرا‌هایی از عشق و دلدادگی دو جوان است که مقام معظم رهبری از آن‌ها با عنوان جوانان دهه هفتادی یاد می‌کند. کسانی که به قول ایشان نذر می‌کنند سه روز روزه بگیرند تا مبادا در مراسم عروسی‌شان گناهی انجام بگیرد