برچسب دفاع مقدس
مادرم تا آخرین لحظات عمر خودش را فدایی امام و رهبری میدانست
مادر علاقه شدیدی به امام (ره) و رهبر عزیز داشت. مادرم خود را فدایی امام و رهبری میدانست و در ملاقاتهایی که با امام و رهبر عزیز داشت به آنها خالصانه ابراز ارادت میکرد. وقتی حضرت آقا برای دیدار تشریف آوردند، مادر تقاضای دستبوسی حضرت آقا را کرد و از ایشان خواست دعا کنند در این مسیر الهی با صبر و استقامت ثابت قدم باشد و هرگز تقاضای مادی و دنیوی از ایشان نمیکرد
روحانیون پشت و پناه آزادگان در دوران اسارت بودند
حاج آقا ابوترابی وقتی اسیر شد نماینده امام در ستاد جنگهای نامنظم بود. اگر حاجآقا روحانی نبود کمتر مورد اطاعت دیگران قرار میگرفت. با وجود روحانی بودن ایشان باز برخی روحانیون با حاجآقا مخالفت میکردند. در آخر آنها هم میگفتند حاجآقا سید است و نماینده امام در جنگ پس بر ما هم ولایت دارد
دستش تنگ، اما دلش بزرگ بود
مش غلامحسین ۸۰ سال دارد و بسیاری از خاطرات فرزند شهیدش را فراموش کرده است. جالب است که در این سن و سال هیچ توقعی از هیچکسی ندارد. انگار دنیا را مثل تسبیح زردرنگی که بین انگشتهایش بازی میدهد، بازیچهای بیش نمیداند.
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید دانشگاههای مشهد با محوریت دفاع مقدس
خوابی که موبهمو تعبیر شد
ته دلم هم از جنگ میترسیدم و به نظرم میرسید جبهه برای من زیادی ترسناک است! هنوز به آخر سال 59 نرسیده بودیم که یکی از بچههای همسن و سال محله سراغم آمد و گفت: «اگر هوس کربلا داری بسمالله!» منظورش این بود که به جبهه برویم. جا خوردم. خودم را اهل جنگ نمیدیدم
روایت قلمها از ایثار در کنگره ادبیات پایداری و مقاومت
یازدهمین کنگره ادبیات پایداری و مقاومت روز چهارشنبه هفته جاری با حضور اصحاب قلم، پژوهشگران برجسته، محققان حوزه دفاع مقدس و پیشکسوتان مقاومت در تالار وحدت دانشگاه شهید باهنر استان کرمان برگزار میگردد
۴ ساله بودم که فهمیدم دختر شهیدم!
«زهرا جباری» فرزند شهید «داوود جباری» تنها پنج روز بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد. در نگاه اول شاید اینطور به نظر بیاید که این فرزند شهید نتواند از پدر شهیدش برای ما روایت کند، اما خانم جباری از میان خاطرات و روایات مادر و اطرافیان، هم پدر را خوب میشناسد و هم هدف پدر شهیدش را.
