برچسب دفاع مقدس

وجودش نعمت بود و رفتنش هم نعمت!

مزه جا ماندن خیلی تلخ است. یادتان هست زمان بچگی توی مدرسه، شب‌های اردو از شدت خوشحالی خوابمان نمی‌برد؛ تا صبح با خودمان می‌گفتیم: نکند یک موقع جا بمانیم از رفقایمان. جا ماندن خیلی تلخ است.

همه می‌شناختندش؛ اما شناس نبود!

ماه مبارک رمضان بود. بهار جان و جهان با هم آمیخته شده بود. روح و جانمان همراه با طبیعت داشت نفس تازه می‌کرد. سرشار از همه‌ این خوشی‌ها بودم. برای بچه‌های مدرسه‌مان یک گروه مجازی توی ایتا راه انداخته بودم که شده بود هیئت مجازی‌مان در ایام عید. هر روز با بچه‌ها یک جزء از قرآن را ختم و آن را به یکی از ۱۴ معصوم تقدیم می‌کردیم.

مرگ مؤثر و انسان‌های بزرگ!

بزرگی انسان‌ها را از تأثیرات مرگشان می‌شود شناخت. با مرگ یک نفر، کشور به آشوب کشیده می‌شود، خون‌ها ریخته می‌شود روی زمین. یکی هم شهادتش می‌شود اسباب یک فتح بزرگ. نصر و فتح الهی می‌آید به برکت آن و وجدان‌های خفته بیدار می‌شوند

کتابخانه‌ای که بوی جنگ و مقاومت می‌دهد!

بزرگ‌ترین کتابخانه تخصصی دفاع‌مقدس و مقاومت کشور با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع‌مقدس و معاونت فرهنگی شهرداری، روز پنجشنبه دهم خرداد، طی مراسمی و با حضور امام جمعه و نماینده ولی‌فقیه در استان، استاندار و شهردار اصفهان افتتاح شد.

جای چمران جلوی تیر و گلوله عراق نبود!

صدای جان‌دار و جاافتاده‌اش را برای اولین بار آن هم از پشت تلفن و از چهارصد کیلومتری اصفهان، با این جمله می‌شنوم: «محمد نخستین هستم؛ از بسیجی‌هایی که اول جنگ به جبهه رفتند.» می‌گوید یک ماه اول جنگ را به فرمان امام در جبهه مهران بوده است؛ در «کنجان‌چم».

کربلای جبهه‌ها یادش بخیر!

باران آتش سنگین دشمن بی‌امان می‌بارید. صدای کربلایی، کربلایی می‌کرد دل را. زمان می‌شد عاشورا، زمین می‌شد کربلا. نوایی که می‌شد واقعه عاشورا را در یک‌قدمی حس کرد… عطش، ایستادن، شهادت و باز هم ایستادن… .

از «روح‌الله» تا «محسن»!

اگرچه هشت سال دفاع مقدس میدانی برای یکه‌تازی لشکر 8 نجف اشرف بود، جنگ سوریه نیز عرصه‌ای را مهیا کرد تا بار دیگر نام لشکر نجف اشرف خوش بدرخشد.