برچسب دفاع مقدس

تعطیلی کارخانه چریک‌سازی در سنندج

رو به بچه‌های بازداشتی گفتم: گروهک‌ها به دشمن‌های ایران وابسته‌اند. اصلاً برای ابرقدرت‌ها کار می‌کنند... نمی‌دانم چقدر حرف‌هایم را قبول داشتند از همه‌شان یک تعهد گرفتیم و آزادشان کردیم. برگشتم طرف برادران واحد اطلاعات که ایستاده بودند و تماشایم می‌کردند. نگاه‌هایشان داد می‌زد از دستم خیلی ناراحت هستند. آخر هم نتوانستند ساکت بمانند. گفتند: ما برای شناسایی اینها خیلی زحمت کشیده بودیم. شما همه را به فنا دادی!

مدافع حرمی که شهید جنگ با رژیم صهیونیستی شد

سعید داوطلبانه به جمع مدافعان حرم پیوسته بود. دفاع از حرم آل‌الله و کشور را وظیفه‌اش می‌دانست. یک بار به صورت داوطلب به سوریه اعزام شد و حدود یک ماه در سوریه بود. مادرم ابتدا مخالف رفتنش به سوریه بود بعداً می‌گفت در تنهایی خودم ترسیدم شرمنده حضرت زینب (س) شوم؛ لذا اجازه دادم سعید برای دفاع از حرم برود

یک ترکش ترخیصم کرده‌بود!

عملیات رمضان از ۲۳ تیر ۱۳۶۱ آغاز و تا هفتم مرداد ادامه یافت. در این عملیات رزمندگان در مراحل اولیه به اهداف خود دست یافتند، اما در تداوم عملیات رمضان، مشکلاتی پیش آمد که منجر به بازگشت نیرو‌ها شد. متن زیر خاطره‌ای از عملیات رمضان برگفته از روایت‌های سردار حسین انجیدنی است.

در دفاع از حرم جانباز و در دفاع از حریم شهید شد

مهدی یک دوست جانبازی داشت به نام حاج‌بنیاد که مسئول گروه سرود نماز جمعه بود. حاج‌بنیاد یک ترکش در نخاعش داشت که بعد‌ها همان ترکش منجر به شهادتش شد. دوستی با این جانباز جنگ تحمیلی تأثیر زیادی در روحیه برادرم گذاشته بود. بعد از شهادت حاج بنیادی یک روز صبح بود که دیدم مهدی دارد گریه می‌کند. علتش را که پرسیدم گفت جانباز بنیادی شهید شد

حمله به نقطه قوت دشمن در منطقه پنج ضلعی

یک روز قبل از اجرای عملیات، عراق در منطقه‌ای که قرار بود نصر یک عملیات انجام دهد، آب رها و فرمانده عملیات، نصر یک را مأمور اجرای عملیات در شمال شلمچه (حدفاصل خاکریز نوک کانال ماهی تا ضلع جنوبی آب‌گرفتگی) کرد. نصر ۳ نیز با تیپ ۲۱ امام رضا (ع) و تیپ ۳ از لشکر ۲۱ حمزه اجرای عملیات در جنوب پنج ضلعی را بر عهده داشت

جانبازی در عملیات رمضان شهادت در قلب تهران

مرتضی قاضی از نویسندگان دفاع مقدس می‌گوید: برادر شهیدم محمد یک همکلاسی صمیمی داشت. از قبل انقلاب توی مدرسه و همه جا با هم بودند. آن زمان‌ها حاج منصور ارضی ماه‌های محرم توی مسجد جامع بازار تهران برنامه داشت. شیخ حسین انصاریان منبرش را می‌رفت. پاتوق محمد و رفیقش آنجا بود. من که آن زمان چهار، پنج ساله بودم و چیزی از رفیقش خاطرم نبود، فقط شنیده بودم که اسمش «طهرانچی» است

این‌ها خودی نیستند بزنیدشان!

ساعت ۵ صبح رفتیم. همه خلبان‌ها در پناهگاه آماده بودند. توجیه شان کردم که اوضاع در چه مرحله‌ای است. دو هلیکوپتر کبری و یک هلیکوپتر ۲۱۴ آماده شدند با من برای شناسایی برویم و بعد بقیه بیایند. این دو کبری را داشتیم. خودمان در هلیکوپتر ۲۱۴ جلو نشستیم

فوت فرزند هم او را از جبهه‌ها دور نکرد

امیر شهید مسعود منفرد نیاکی، از افسران پیشکسوت ارتش بود که در مرداد ۱۳۶۴ در حین آموزش نیرو‌ها (اجرای رزمایش) به شهادت رسید. در زندگی این شهید گرانقدر نکات بسیاری وجود دارد که باعث می‌شود او را نمادی از یک سرباز و رزمنده میهن‌دوست بدانیم که برای اعتلای ایران اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نبود.