رنج مضاعف!
اشک در چشمهای سمیرا تاب میخورد؛ وقتی از هر روزی حرف میزند که پشت سر گذاشتنش برای او هزار سال طول کشیده است و سختترینش هم همان روزی بود که «ماشین به دست گرفتم و موهایم را تا ته زدم. آن لحظه مرگ خودم را از خدا خواستم.»
اشک در چشمهای سمیرا تاب میخورد؛ وقتی از هر روزی حرف میزند که پشت سر گذاشتنش برای او هزار سال طول کشیده است و سختترینش هم همان روزی بود که «ماشین به دست گرفتم و موهایم را تا ته زدم. آن لحظه مرگ خودم را از خدا خواستم.»
ارتباط قلبی ایرانیان با شعر فارسی موضوعی انکارناپذیر است و رد این ادعا را میتوان در عمر هزارانساله شعر فارسی بهوضوح دید. شعر قطاری است که هیچگاه متوقف نخواهد شد و تا ابد مسافران دلدادهاش را با خود به همراه خواهد برد.
سال گذشته بود که شروع فصل سرما و همچنین موج زودرس آنفولانزا بیمارستانها و داروخانهها را با کمبود شدید آنتیبیوتیک مواجه کرد؛ موضوعی که بیماران بهویژه اطفال را با سرگردانی روبهرو کرد و باعث شد تا آنها به دنبال پیدا کردن آنتیبیوتیک از این داروخانه به آن داروخانه کوچ کنند.
در سالهای گذشته زیاد پیش میآمد که در صحبتهایمان از معادلات بازدارندگی میگفتیم؛ از اینکه نکند بار دیگر کشورمان دچار جنگ مستقیم شود و با چه اقدامهایی میتوان موازنهای را طراحی کرد تا دشمن جرئت نکند به کشورمان تعدی کند.
دسترسی به داروهای اعتیادآور، این روزها آسان است و برخی از آنها در داروخانهها عرضه میشود و حتی بدون نسخه پزشک و به راحتی در اختیار افراد قرار میگیرد؛ داروهایی که همراه با خود وابستگی را برای بیماران به ارمغان میآورد و آنها را معتاد میکند.
از هفته پیش تا کنون که آسمان ایران شاهد حمله رژیم صهیونیستی است، اتفاقهای مختلفی در ابعاد گوناگون افتاده است.
در ادامه مباحث رسانهشناسی و ذرهبین آکادمی، به سراغ چهار روزنامه فعال شهر و بررسی مختصر عملکرد آنها رفتهایم. نصفجهان، اصفهان امروز، عصر اصفهان و زایندهرود.
آدمها برای من دو دستهاند؛ آنهایی که زیبا میخندند و زشت و این یک قرارداد بین من و دلم است که هرکه زیبا میخندند، برایم دوستداشتنی میشود و شما، در همین دستهاید. دوست ندارم با نوشتن اسم زشتخندهها، نامه را خراب کنم. ولی یکیاش را بخواهم مثال بزنم، همان کسی است که سرزمین اشغالی در چنگ او گرفتار است. بگذریم!