برچسب دانیال شعاعی

به فاصله یک نفس 1391

دو برادر شرکتی را اداره می کنند، یکی از آن ها از طریق اینترنت با دختری به نام رها آشنا و سپس ازدواج می کند و پس از مدتی مبلغ کلانی توسط رها از حساب او برداشت می شود و این کلاه برداری باعپ اختلافات و معمایی می شود که…

رینگ اسپرت 1390

فریدون (فری) جوانی بیکار است که قبلاً در یک نمایشگاه ماشین کار می‌کرده‌است و بنا به دلایلی از کار اخراج شده‌است. او عشق ماشین وانت دارد که آن را با رینگ اسپرت سوار شود، فریدون در خانه بلقیس خانم مستأجر است و بلقیس کمک می‌کند تا به کمک وامی که از مسجد محل می‌گیرد وانتی تهیه کند و در کنار دوستش که چوبدار (گوسفند فروش) است به جابجائی گوسفندان قربانی می‌پردازد. بلقیس که پسرش حمید را گم کرده‌است به دنبال اوست و فریدون به صورت اتفاقی در یکی از خانه‌هائی که گوسفند قربانی برده‌است او را می‌بیند و خبر دیدن حمید را که اکنون نامش بابک است به بلقیس می‌دهد، بلقیس بی صبرانه برای دیدن حمید می‌رود، وقتی او را می‌بینید…

ابابیل 1391

محور کلی داستان این فیلم، در مورد اغتشاشات و بی‌حرمتی جریان فتنه در عاشورای سال 1388 و ارتباط و هدایت آنها با عوامل خارج از کشور و در ادامه واکنش مردم نسبت به این اتفاقات میباشد.

سرزمین بارانی 1392

محمد خیری پدر خانواده ای 7 نفره است که 5 فرزند او هر کدام به نوعی درگیر مشکلات مالی هستند او تصمیم می گیرد منزل خود را به فروش بگذارد تا مسائل مالی فرزندان را حل کند فرزندان به منظور رأی گیری برای فروش خانه به خانه باغ می‌روند ضمن اینکه این مسئله با ایام تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تقارن پیدا کرده است و..

رسم عاشقی 1383

داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفته‌است. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.

فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود می‌یابد. روزی او با پیرمردی آشنا می‌شود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ می‌افتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او می‌سپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر می‌برد.