برچسب دانش آموز
مدرسه یا کتابفروشی؟!
کتابفروشیها آخرین حلقه صنعت نشر و مقصد نهایی تولید کتاب برای رسیدن به دست مخاطباند و اصلا از اسمش پیداست: محل فروش کتاب؛ هر نوع کتاب
گره فرهنگی نوشتافزار ایرانی گشودنی است
معمولا شهریور که میشود، بازار نوشتافزار بسیار داغ میشود. دستکم نسبت به سایر فصول سال گرمتر شده و به فراخور شروع مدارس، خانوادهها مشغول خرید کتاب و دفتر میشوند.
تعطیلیهای بیمعنی؛ آسیبی پنهان به آموزش و تربیت
تعطیلیهای بیمورد مدارس، بهویژه زمانی که دلیل آن توجیه منطقی ندارد، نهتنها به روند آموزشی دانشآموزان آسیب میزند، بلکه تأثیرات منفی عمیقی بر تربیت اخلاقی و اجتماعی آنها نیز میگذارد.
زندگیِ از ریلخارج شده
نمِ باران و لیوانِ چای، قدمزنان در حیاط مدرسه، به همراه یک گپوگفت جدی، حالِ آدم را حسابی جا میآورد.
مدیر ناامید، از هزار شهروند ناامید بدتر است
مستند «بذر امید» با محوریت دختران نوجوان و موفقیت زنان ایرانی ساخته شده؛ اما متفاوتتر از تمام مستندهای ایرانی با این موضوع است؛ بعد از تماشای مستند بذر امید فرصتی شد تا با طراح و کارگردان مستند، محمدقاسم تولایی و دستیار اول مستند، حامد واعظپور، گفتوگویی انجام دهیم.
عکسهای دستهجمعی معرکهاند
عکسهای دستهجمعی معرکهاند. این را وقتی روابط عمومی آموزشوپرورش بودم و همه خدمتگزارهای مدارس را توی یک قاب جا دادم، کشف کردم …
من کیستم؟
این یک «دانشآموزنویسی» است، نه «مدیرنویسی». همیشه از دِل گپوگفت با دانشآموزی، روایتی جوانه میزند و میشود «مدیرنویسی». اینبار قلم خود دانشآموز جوانه زده، خودش آبیاریاش کرده و به ثمر نشسته است؛ میوهاش را منِ مدیر هم چشیدهام. بگذریم از مقدمه.
