جنگ 39 1373
دختری به نام نفیسه که پزشک بیمارستان است سعی می کند تا با خانواده بیمارانی که مرگ مغزی شده اند صحبت کند و آنها را راضی به اهدا اعضا کند.طی یک اتفاقی هنگام رانندگی برایش رخ می دهد,خود نفیسه تصادف می کند و دچار مرگ مغزی می شود و ....
سه همشاگردی نوجوان در حومه تهران در شهرکی زندگی میکنند که هرگز مجوز ساخت نداشته و مسئولیت آنجا را شهرداری به عهده نمیگیرد. آنها هر روز باید از روی پلی عبور کنند که بسیار فرسوده است و آب آلودۀ نهری که از زیر آن پل میگذرد، سلامتی ساکنان شهرک را تهدید میکند. بچهها تصمیم میگیرند برای تعمیر پل و پاکیزگی آب نهر اقدام کنند، اما...
این برنامه نخستین برنامهٔ تلویزیونی طنز آیتمی بود که بعدها در مجموعههای مشابهی مانند «ساعت خوش» و … متداول شد.
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود
بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینهها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند میآید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت میکند. زخمهای کهنه سرباز میکنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت میکنند. درگیری ابعاد بزرگتری مییابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز میکند.