ملکاوان 1398
این مجموعه راوی داستان سرنوشت یک زن است که شوهرش در خارج از کشور خودکشی کرده و نهادهای امنیتی داخلی و خارجی در پی یافتن علت این خودکشی هستند.
این مجموعه راوی داستان سرنوشت یک زن است که شوهرش در خارج از کشور خودکشی کرده و نهادهای امنیتی داخلی و خارجی در پی یافتن علت این خودکشی هستند.
داستان این سریال، به سده نخست هجری برمیگردد و با محوریت شخصیتی به نام شوذب شکل میگیرد.شوذب از یاران علی است، منتهی اکنون خزانهدار کوفه و امویان شدهاست. این سریال شوذب را در میانه عشق بین دو زن ترسیم میکند.
اولین زن ماریا است که زمانی مسیحی بودهاست و خاطرات شیرینی از دوران خلافت علی دارد که به منزل آنها سر میزدهاست و دستگیر فقر و تنگدستیشان بودهاست. دیدن شوذب، ماریا را به یاد علی میاندازد و همین بتدریج علاقه او را به شوذب شکل میدهد. ماریا که پس از مرگ مادر به دیر سپرده شده و به قالب راهبه مسیحی درآمده است، همچنان دل در گرو عشق شوذب دارد و برایش پیامهایی عاطفی میفرستد و در مواجهه بین این دو، شوذب نیز گرفتار عشق ماریا میشود.
اما زن دوم یک یهودی است به نام حمیرا که با شمایل کولیوار خویش، دل شوذب را میفریبد و او را بتدریج با وسوسه به راهیابی بیشتر به دستگاه خلافت امویان، از ایمان دور میسازد.
به این ترتیب این سریال در یک عرصه دوسویه شکل میگیرد: سویهای که نهایتش به سعادت ختم میشود و سویهای که فرجامش جز شقاوت نیست و اکنون شوذب باید بین این تنگنا راهی را برگزیند. شوذب نهایتاً با ماریا ازدواج میکند اما به دلیل رفتوآمدهای مکرر حمیرا نسبت به او بی محبت شده و ماریا او را ترک میکند. ماریا در هنگام زاییدن پسرش از دنیا میرود و شوذب نیز با حمیرا ازدواج میکند. اما چند سال بعد پسر شوذب، زید، اتفاقی عاشق ربابه دختر حمیرا میشود و در این راه کشته میشود. شوذب هم دیوانه شده و ربابه را در مجلس عروسیش میکشد. اما نهایتاً به وسیله سواری از زندان نجات مییابد.
موضوع و داستان این مجموعه حور و محور فردی به نام امیرعلی صدرا (روزبه حصاری) است که به مدیریت دبیرستانی گماشته میشود که همه آن را تبعیدگاه مینامند.
او که به علت فوت همسرش (نیکی مظفری) در شرایط روحی نامناسبی به سر میبرد خیلی زود درمییابد که برای جلوگیری از تعطیلی مدرسه نیازمند ایجاد اعتماد، وفاق و همدلی میان دانش آموزان، همکاران و اهالی محل است.
کاری که در ابتدا غیرممکن به نظر میرسد ولی با تلاش او و مسئولیت پذیری همگانی به بازماندن درهای مدرسه میانجامد.
این سریال درباره دانش آموزان بوده و دارای قصهای دنبالهدار است که در هر قسمت به طور ویژه داستان زندگی یکی از دانش آموزان نیز تعریف میشود.
این سریال دربارهٔ اشخاص دو تابعیتی و جاسوس در وزارت امور خارجه ایران و گروه مذاکره کننده هسته ای است. همچنین در این فیلم از حوادث رخ داده در انتقال یکی از وزرای کشور خارجی پرده برداری شد.
ناصر پارسا که در زندگیاش، چیزی برای از دست دادن ندارد؛ پس از 30 سال به کشور باز میگردد. او از دختر دوست قدیمیاش کیوان، میخواهد تا وکالت پرونده قتلی را بر عهده بگیرد که سالها پیش، ناصر را به خاطر آن متهم ساختهاند...
ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا میشود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش میشود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیدهای را پشت سر میگذارد.
