مثل آن 364 روز…
قصه روز خبرنگار، قصه خنده و گریه همصنفیها برای همصنفیها شده است. داستان گروهی آدم که در روزِ به نامشان راوی گرفتاریهای خودشان شدهاند.
قصه روز خبرنگار، قصه خنده و گریه همصنفیها برای همصنفیها شده است. داستان گروهی آدم که در روزِ به نامشان راوی گرفتاریهای خودشان شدهاند.
اصفهان استانی با تنوع فرهنگی زبانی و اجتماعی است و در زیستبوم رسانهای، توجه به این موضوع میتواند تا حدی روایتهای کلان قدرتمندتری را به جامعه ملی برای توسعه و پیشرفت بهتر استان معرفی کند.
اگر ارشاد کار خود را بهخوبی انجام دهد، کسی که تخصص و هزینه و نیروی انسانی لازم را ندارد، به تأسیس روزنامه یا نشریات دیگر نمیپردازد و به سراغ آن نمیرود.
خبرنگار واقعی بودن اگر فیلهواکردن نباشد، لابد در اندازه یک موشگرفتن هست؛ آنهم یک موش سرتق که از جلو میدود و ما از پشت سرش و باید خیلی تندوتیز باشیم تا این موش را بگیریم و از دستمان درنرود.
نشریات محلی که رسالت آنها پرداختن به مسائل و مشکلات استان اصفهان است، متأسفانه در نگاه برخی از کارگزاران روابطعمومیها و مدیران، چندان جایگاهی ندارند و ترجیح میدهند اخبارشان در روزنامههای سراسری منتشر شود.
مهمترین رکن و عنصر اصلی رسانه، خبرنگار است. خبرنگار است که میتواند رسانه خود را به یک رسانه درجهیک و حرفهای و تأثیرگذار در اصفهان تبدیل کرده و در فضای عمومی نقش ایفا و جریانسازی کند.
هنوز هم چراغ راه خبرنگاری روشن است؛ هرچند بیجان و کمرونق؛ فقط کافی است که خیلی از ما عزممان را جزم کنیم و به جای گلایهکردن و شعاردادن و متهمکردن اینوآن، تصمیم به انجام کار حرفهای و نوشتن درباره مسائل خاص اصفهان بگیریم.
شایسته است که خانههای مطبوعات کشور بهصورت جامع و کامل امورات خبرنگاران را پیگیری کنند؛ البته به شرطی که وزارت ارشاد، سازمان بیمه تأمین اجتماعی و اصناف نیز حمایت کنند.