برچسب خانه مجردی

آبروی دختر تحصیلکرده در خانه مجردی هادی رفت/پلیس بد موقعی خانه را محاصره کرد!

دختر جوان در میان هق هق گریه به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: من بی گناهم! از هیچ چیز خبر نداشتم، تمام بدبختی های من از یک دوستی خیابانی شروع شد. اگر خانواده ام متوجه ماجرا شوند دیگر نمی توانم به چشمان پدرم نگاه کنم. از دست های زحمتکش او خجالت می کشم.

شهین مرا به خانه مجردیش برد/ عشق به سمانه را در آنجا فراموش کردم

نگاه عاشقانه سمانه، چشم و چراغ دلم شده بود و من از صمیم قلبم او را دوست داشتم. اما روزی که از خانواده ام خواستم به خواستگاری این دختر خانم بروند و حتی به آن ها گفتم واقعا نیت خیری در سر دارم پدرم مثل همیشه داغ کرد و گفت: باید داماد خانواده ای بشوی که دستشان به دهانشان برسد.

نمی خواستم دخترم به پدرش از رفتار شیطانی من بگوید

روزی که از همسرم به دلیل اعتیادش طلاق گرفتم هیچ گاه تصور نمی کردم که چند سال بعد خودم بر اثر معاشرت با دوستان ناباب نه تنها معتاد می شوم بلکه باید به جرم سرقت نیز روزهای زیادی از عمرم را پشت میله های زندان بگذرانم و ...