آبروی دختر تحصیلکرده در خانه مجردی هادی رفت/پلیس بد موقعی خانه را محاصره کرد!

دختر جوان در میان هق هق گریه به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: من بی گناهم! از هیچ چیز خبر نداشتم، تمام بدبختی های من از یک دوستی خیابانی شروع شد. اگر خانواده ام متوجه ماجرا شوند دیگر نمی توانم به چشمان پدرم نگاه کنم. از دست های زحمتکش او خجالت می کشم.


19 دی 1398 – 00:09

دختر جوان در میان هق هق گریه به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: من بی گناهم! از هیچ چیز خبر نداشتم، تمام بدبختی های من از یک دوستی خیابانی شروع شد. اگر خانواده ام متوجه ماجرا شوند دیگر نمی توانم به چشمان پدرم نگاه کنم. از دست های زحمتکش او خجالت می کشم.

آبروی دختر تحصیلکرده در خانه مجردی هادی رفت/پلیس بد موقعی خانه را محاصره کرد!

به گزارش رکنا، دختر جوان پس از آن که کمی آرام گرفت در تشریح ماجرای دوستی خیابانی اش گفت: حدود ۳ ماه قبل که به پارک رفته بودم با پسری آشنا شدم. او که تا اول راهنمایی درس خوانده بود در یکی از شهرک های حاشیه مشهد زندگی می کرد و کارگر ساختمانی بود.

ارتباط من و هادی هر روز بیشتر می شد تا این که فردی را به عنوان خواستگار نزد خانواده ام فرستاد اما وقتی پدرم فهمید که او هیچ تناسب فرهنگی و اجتماعی با ما ندارد به شدت با ازدواج ما مخالفت کرد. پدرم می گفت: همه خانواده ما تحصیلات عالیه دارند حتی تو که کمتر از همه درس خوانده ای لیسانس هستی.

از آن گذه ناگهان مأموران انتظامی آن جا را محاصره کردند و من هم همراه آنان دستگیر شدم.

در بازرسی از منزل مجردی هادی مقدار زیادی لوازم مسروقه، مواد مخدر از نوع شیشه و… کشف شد. آن جا فهمیدم که او سوابق کیفری زیادی در ارتباط با زورگیری، فروش مواد و… دارد. دنیا روی سرم خراب شد. حالا تمام حرف های پدرم در ذهنم مرور می شود انگار به روشنی عواقب این دوستی خیابانی را می دانست. اگر چه من هم شریک جرم هادی شده ام ولی نمی دانم با آبروی از دست رفته ام چه کنم و جواب پدرم را چگونه بدهم و از همه مهم تر چگونه ثابت کنم که من در سرقت و فروش مواد مخدر نقش نداشتم و تنها یک آشنایی خیابانی مرا به اینجا کشانده است.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *