برچسب حلیمه سعیدی

بزنگاه 1387

این مجموعه داستان مردی معتاد به نام نادر (رضا عطاران) است که به همراه دخترش درسا (نیکی نصیریان) در کرج زندگی می‌کند و از همسرش مریم (فریده فرامرزی) طلاق گرفته است. پس از فوت پدرش اوس احمد (احمد پورمخبر)، او و برادرش صابر (حمید لولایی)، خواهرش بهجت (مرجانه گلچین)، و شوهرخواهرش توفیق (غلامرضا نیکخواه) بر سر تقسیم ارث و میراث پدری که یک خانه و یک نانوایی است به اختلاف برمی‌خورند.

طلا و مس 1387

سیدرضا طلبه‌ای که به تازگی با خانواده‌اش به تهران آمده، تا در کلاس‌های استاد اخلاقی که وصف او را بسیار شنیده‌است شرکت کند. اما متوجه بیماری اسکلروز چندگانه همسرش زهرا می‌شود و به ناچار برای تهیه هزینه درمان او تغییراتی در شیوه زندگی‌اش می‌دهد...

دردسر بزرگ 1389

این فیلم در مورد مردی ۳ زنه است که قصد دارد زن چهارم خودرا در اختیار بگیرد اما دراین بین پسرعمه ی او به دیدنش می اید و دردسرهایی درست میشود

پیتزا مخلوط 1389

منوچهر و غلام دو پسرعمو و كارگر يك پيتزافروشي بزرگ اند كه توسط حاجي اداره مي شود. منوچهر و غلام به علت نداشتن مكاني براي زندگي شب ها را هم در همين پيتزافروشي سر مي كنند. حاجي قصد رفتن به زيارت مي كند و كليد منزل خود را براي مراقبت و آبياري گل هايش به منوچهر مي دهد و توصيه مي كند حتماً تنهايي به منزل برود و غلام را با خود نبرد. الهه و الهام دو خواهرند و هر دو در يك مزون لباس عروس كار و زندگي مي كنند. الهه و منوچهر 7 سال است كه با هم ازدواج كرده اند ولي به علت وضعيت بد اقتصادي هنوز موفق نشده اند با هم زير يك سقف زندگي كنند. غلام هم دل باخته الهام است و قرار است با او ازدواج كند. غلام و منوچهر هر روز با جمع آوري تكه هاي پس مانده پيتزاهاي مختلف مشتري ها و ترميم آن با پنير آنها را به هم مي چسبانند و به عنوان ناهار،‌ با نام پيتزاي مخلوط، براي الهه و الهام مي فرستند. ملوك صاحب مزون، صاحب كار الهه و الهام، پيردختري است كه در ازدواج قبلي اش شكست خورده است. داماد سر سفره عقد او را قال گذاشته و بابت چك هاي بي محلي كه كشيده، ملوك را به دردسر انداخته و يك عده شرخر به جان او افتاده اند و همه جا تعقيبش مي كنند. ملوك از آنجا كه چشم ديدن لباس عروس را ندارد و براي رهايي از شرخرها هم كه شده، چاره اي جز فروش مزون ندارد نهايتاً منجر به بي ساماني الهه و الهام مي شود. به همين خاطر منوچهر به تكاپو مي افتد كه الهه و الهام را نجات دهد و همسري براي ملوك پيدا كند كه خاطره تلخ ملوك به خاطره اي شيرين تبديل شود.

اخراجیها 3 1389

جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر هم‌رزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از هم‌رزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يك‌شان و شخصيتي جديد دارند و...

ورود زنده ها ممنوع 1388

ذبيح و غلام با وانت نعش كشي مي كنند. بر اثر حادثه اي نعش كش و جنازه اي كه در آن بوده دزديده مي شود. بعد از ماجراهايي اين دو جنازه را پيدا مي كنند و متوجه مي شوند علت اين سرقت، الماس گران قيمتي است كه در معده اين جنازه وجود دارد...

کنسرت روی آب 1389

هدايت هاشمي صاحب آژانس املاك و شخص سرشناس و بسيار متمولي است كه همسرش منير قصد دارد برايش زن ديگري بگيرد كه دليلش را بيان نمي كند. ولي هدايت از اين موضوع ناراضي است و حاضر به انجام چنين كاري نيست. هدايت تنها يك آرزو دارد و آن هم خوانندگي است. هدايت و منير سه دختر دارند با نام هاي مينا كه در پي يافتن شوهر است، مرضيه كه قصد ازدواج با آهنگساز و خواننده اي به نام آرش را دارد و مريم كه قرار است با بپيشكار پدرش، ازدواج كند. حبيب كاپيتان بازنشسته كشتي و برادر جانباز هدايت است كه در حادثه پنجم ژوئن خانواده اش را از دست داده است. حبيب فكرهايي در سرش دارد و مي خواهد براي يادمان شهداي پنجم ژوئن كنسرتي را بر روي يك كشتي در آب هاي خليج فارس راه اندازي كند و براي اين كار از دوستان قديمي اش كمك مي خواهد. او شعرهايي حماسي ـ ملي براي اين كنسرت سروده است و نيازمند آهنگساز است. با آمدن خانواده آرش براي خواستگاري همه چيز مهيا مي شود؛ هم آهنگساز و هم استوديو. از طرفي هدايت از تنها خواهر آرش، پروانه خوشش مي آيد و جواب مثبت را براي ازدواج آرش و مرضيه مي دهد. حامد هم براي اينكه رضايت هدايت را براي ازدواجش با مريم جلب كند سعي مي كند براي خواهر بزرگتر يعني مينا شوهري پيدا كند. به همين خاطر يكي از دوستانش به نام رضا را براي آشنايي به سراغ مينا مي فرستد ولي از آنجا كه رضا بسيار ساده لوح و بي دست و پا است همه چيز را خراب مي كند و...