باغ ناصری 1390
فیلم باغ ناصری در رابطه با سفر ناصرالدین شاه قاجار و همراهانش در زمان است . در این قسمت سلطان صاحبقرانیه به سال ۱۳۹۰ سفر می کند و سر از متروی تهران در می آورد…
فیلم باغ ناصری در رابطه با سفر ناصرالدین شاه قاجار و همراهانش در زمان است . در این قسمت سلطان صاحبقرانیه به سال ۱۳۹۰ سفر می کند و سر از متروی تهران در می آورد…
داستان فیلم در مورد جوانی است که بدلیل دو قول بودنش، بقیه را به اشتباه می اندازد و او از این فرصت برای خودش استفاده میکند
این سریال به صورت کلی قصه معاون وزیری است که سمت دارد و بعد از محل کارش خارج میشود و به دنبال زندگی خودش میرود، اما در ادامه مسائلی برایش پیش میآید که قصه را جلو میبرد.
در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی میشوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده میشود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازاتهای جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی میشود به انجام برسانند…
آفاق (مرجانه گلچین) همراه دانیال پسرش (علی صادقی) و سارا دخترش(حدیثه تهرانی) از سفر برمیگردند. دلهره از زمانی شروع میشود که اردشیر (سیروس گرجستانی) همسر آفاق که قرار بودهاست به استقبال آنها بیاید نیامده است. آنها به ناچار با تاکسی به خانه میروند اما متوجه میشوند که اردشیر در آنجا هم نیست. صدری (حمید لولایی) دوستش هم از محل اردشیر اظهار بیاطلاعی میکند. آرام آرام مفقود شدن اردشیر برای خانوادهاش ماجراهایی میآفریند که اتفاقات سریال خوش نشینها را رقم میزند …
پایه اصلی داستان این مجموعه بر بمبگذاریهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سالهای دهه ۶۰ گذاشته شده و همزمان چند خرده داستان هم در میان آن گنجانده شدهاست. در سالهای نا آرام پس از انقلاب در سال ۶۰، گروه ویژهای برای یک عملیات بزرگ فراخوانده شدند. این گروه مسئولیت بزرگی بر عهده دارند؛ چرا که عقربههای چندین بمب در تهران در حال حرکت است.
پیرمردی به نام عزیز آقا (سیروس گرجستانی) بعد از مرگ همسرش با پسر کوچکش بهبود به تنهایی زندگی میکند. پسر او (علی صادقی) تصمیم دارد تا با دختر داییاش ازدواج کند ولی اختلافات خانوادگی مانع این کار میشود و کمک کردن به پدرش باعث خسته شدن بهبود میشود و برای تقسیم اموال پدر خود با (محمد کاسبی), (مهران غفوریان), (شقایق دهقان), (رامین ناصر نصیر) به مشکل بر می خورند.
نصرت خانم (مریم امیرجلالی) زنی متکی به نفس است که پس از مرگ شوهرش کمر همت بسته فرزندان قد و نیم قدش را به سختی اما آبرومندانه از آب و گل در آورده است. داستان از جایی شروع میشود که مهلت خانه اجارهای نصرت خانم به سر آمده و او مجبور است به خانهای دیگر نقل مکان کند اما این جابجایی باعث بروز ماجراهایی میشود که مسیر زندگی نصرت خانم و خانوادهاش را تغییر میدهد.