با من شوخی نکن 1389
پیرمردی در خواب برادرش را میبیند که به او کارهای بدش از جمله نزولخواری و سر راه قرار دادن بچههایش را یادآور میشود. پیرمرد ده روز مهلت مییابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک میکند و…
پیرمردی در خواب برادرش را میبیند که به او کارهای بدش از جمله نزولخواری و سر راه قرار دادن بچههایش را یادآور میشود. پیرمرد ده روز مهلت مییابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک میکند و…
این فیلم داستان یک ماهی دم قرمز را به تصویر می کشد که قرار است برای سبزی پلو ماهی سفره شب عید پخته شود که در این بین …
بهمن پسری که میخواهد به سربازی برود و در این حین با دختری به نام الهام آشنا میشود تا اینکه ...
دو مرد در یک پیتزا فروشی مشغو ل به کار هستند ، آن ها پس از مدتی کار خود از دست میدهند و برای امرار معاش ناچارمیشوند ...
هندوانه فروشی با وانت همه هندوانههای خود را به فروش میرساند و یک هندوانه بسیار بزرگ باقی میماند. مردی برای خریدن هندوانه سراغش میآید اما چون پول کافی ندارد دست خالی باز میگردد. بعد از او پیرمردی آمده و هندوانه را میخرد. وقتی به خانه میرود بر اثر نزاع با همسرش و از شدت عصبانیت هندوانه را از پنجره به بیرون پرتاب میکند هندوانه به داخل وانتی میافتد و…
این سریال سرگذشت پیرمردی بنام خلیل فرخی را به تصویر می کشد که چند ماه پس از فوت همسرش علیرغم رسیدگی و سرزدن فرزندان و نوهها احساس تنهایی میکند و میخواهد تجدید فراش کند که در ابتدا با مخالفت فرزندانش روبرو میشود اما رفته رفته آنها نیز به این باور میرسند که برای پدر یک همدم نیاز است و تلاش میکنند برای پدر همسر مناسبی پیدا کنند که اغلب خواستگاریها به نوعی به سرانجام نمیرسد.
عیسی بعد از سال ها از خارج به ایران با میگردد و بعد از دیدن عشق قدیمی خود “مهتاب” اتفاقات تازه ای در زندگی اش رخ می دهد…
این فیلم قصه دو نفر، یکی مردی میانسال و بازنشسته ارتش و دیگری جوان ژولیده و فروشندهای دورهگرد است که بر اثر اتفاقی، هر دو یک خانه را از بنگاه میخرند. همین ماجرا موجب میشود کار آن دو به دادگاه بیفتد و…