غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت (جاده ایرانی) 1392
جوانی به نام محسن به علت قتل دوست خود به نام شهروز در آستانه اعدام و قصاص قرار گرفته است. زیبا خواهرش به همراه امیر همسر وکیلش تلاش میکنند تا با گرفتن رضایت از حاج یوسف پدر مقتول، جلوی اعدام را بگیرند ... .
حمید جوانی است که در آستانه ازدواج با دختری به نام سوگند قرار دارد؛ اما به هر دری که میزند، موفق به یافتن کار مناسبی نمیشود. خانواده سوگند به حمید فرصتی یک ماهه میدهند تا اگر نتواند در این مدت تغییری در شرایط کارش ایجاد کند، نامزدی آنان را بر هم بزنند. از طرفی دوستان بزهکار حمید که از شرایط نابسامان او مطلع هستند، وی را وسوسه میکنند تا قدم در راه خلاف گذاشته و در سرقتی با آنان همکاری نماید . . . .
سینمایی «مسیر عشق» داستان «ستار» است که دلبستگی زیادی به کبوترهایش دارد ولی برای شفای مادر بیمارش آنها را نذر امام رضا (ع) میکند. پس از آنکه مادر ستار در عالم خواب و رویا، بارگاه مقدس امام هشتم را میبیند؛ ستار کبوترهایش را برداشته و برای گرفتن حاجتش راهی مشهد میشود .
«مسعود یاوری» جاعل حرفهایی است که به قصد انتقامگیری از یک سردفتر (آقای گوهری) به جعل اسناد مشغول میشود. «یاوری» نسبت فامیلی دوری با «گوهری» دارد و از آنجا که در گذشته قصد کلاهبرداری از این دفتر را داشته و موفق نشده، تصمیم به انتقام میگیرد. به همین دلیل با طرح نقشهای، کارآموزی را وارد دفتر میکند تا بتواند از این طریق انتقام بگیرد و…
«آخرین آواز ققنوس» قصه فرهاد، کارمند یک شرکت تجاری است که در خانواده ای مذهبی بزرگ شده است و پدرش از تعزیه گردان های قدیمی است ؛ اما به دلیل سرطان حنجره محرم امسال نخواهد توانست در مراسم عاشورا و تعزیه شرکت کند. اتفاقاتی که در شرکت فرهاد رخ می دهد، او را کاملا درگیر کرده است . پدر فکر می کند فرهاد دیگر آن پسر مذهبی سابق نیست و ...
زندگی تازه جان گرفته بهزاد و سودابه با بروز یک سانحه رانندگی تا مرز نابودی پیش می رود.
عدهای دانشجوی بسیجی در قالب طرح جهادی هجرت عازم مناطق محروم میشوند٬ سرپرستی این کاروان را روحانی به نام علوی برعهده دارد. در مسیر راه عدهای دانشجو دیگر که علاقهمند به کمک به مناطق محروم هستند به جمع آنها اضافه میشوند٬ ولی آنها در این مسیر اختلاف نظرهای بسیاری دارند که گاهی به بحثهای ایدئولوژیک آنها نیز ختم میشود. مشکل اساسی روستا خشک شدن چاههای آب است؛ چاههایی که به گفته اهالی روستا نفرین دیو و پری آن را محصور کرده. دانشجویان برای حل مشکل دست به کار میشوند و ...